از جوانان عالم چه خبر؟

سوسن آزاد

غیر از اعتراض های روز به روز گسترده‌تر جوانان و نو جوانان غربی در برابر فاجعه ی محیط زیست و سرنوشت نامعلوم انسان در آینده، آنچه باعث نگرانی شده خطر محدود شدن آزادی‌های عمومی و بستن فضای سیاسی است. در اثر نامساواتی های عظیم بین عموم مردم و قشر ثروت اندوز، شکاف اجتماعی/سیاسی عمیق‌تر می‌شود و طبقات محروم و حتی متوسط دچار فقرند. جوانان غربی دیگر اعتمادی به انتخابات بازی و سیاسیون که در عمل عامل حمایت از منافع قشرهای مرفه شده‌اند ندارند. بهمین جهت، عده یی خام، عکس‌العمل منفی نشان میدهند و کورکورانه به گروه های دست راستی ی افراطی روی می‌آورند تا به نظام حاکم که ادعای دموکراسی دارد دهن کجی کرده باشند. در این میان، مهاجران زحمتکش و بی خانمان، و بویژه سیاهان و مسلمانان را مقصر وضع بد خود میدانند.

در تلاطمی که جهان را برداشته و بسی به هرج و مرج اجتماعی و سیاسی و اقتصادی می انجامد (تسلیحات و مواد مخدر بخش اول اقتصادی شده اند)، آرمان‌ها و عقیدت هایی که تا نسل پیش صحنه ی گفتار و پندار از آن بود رنگ باخته اند. سقوط فرهنگی عالمگیر شده. یکی از دلایل اینکه جوانان غربی احساس ناامنی میکنند هرچه بیشتر ماشینی شدن زندگی و سیبرنتیکی شدنِ کار است که خیل عظیمی را
از تأمین زندگی و تولید و خلاقیت محروم میسازد. گسترش نزول خواری و بورس بازی و رانت خواری و تراکم عظیم سرمایه ها در دست عده یی معدود (%1 انسانها، در حالیکه %99 مردم جهان روز به روز گرفتاری بیشتری پیدا میکنند) مانند سرطانی فضای رشد عمومی را میخورد، مخرب تولید است و بیکاری و گرانی و بی آیندگی می آورد.

با ویروس خانه برانداز کُوید 19 که بنظر میرسد نتیجه ی آلودگی‌های محیط زیست و بی کیفیتی ی آب و هوا و کمبود تغذیه و مواد غذایی ی صنعتی باشد رکود اقتصادی در کشورهای بزرگ صنعتی وخامت پیدا کرده (اقتصادها گاه تا حدّ % 20 افتاده اند) اما بضرر مردم. از این نظر که توانمردان ثروتمند تر می‌شوند و حتی چون در طی ی دو سال گذشته، مردم کمتر خرج کرده اند، دولتهای غربی، با بالا بردن قیمت نفت و گرانی که وخیم تر خواهد شد، مال مردم را از جیبشان میبرند. بعلاوه، با این مرضِ بی پایان، موانعی که در ارتباط افراد با ماسک زدن و چهره ی دیگران را ندیدن و از هم فاصله گرفتن و قرنطینه و حبس در خانه و محدودیتهایی که ایجاد شده، ذهنیت فرهنگی و تخیل و همبستگی ی اجتماعی بهم ریخته است.

جوانان غربی به این وضع عکس‌العمل نشان میدهند. چون لذت فرهنگی شان دیسکُوتِک و دوره همایی در اطراف الکل شده، ممنوعیت های بهداشتی را رعایت نمیکنند (در مورد ویروس اِیدز و سیگار و مواد مخدر هم همین عکس‌العمل را نشان میدادند و میدهند). امروز، جماعتی بی ماسک در خیابانها یا در دشتها جمع می‌شوند
و خوش گذرانی راه می اندازند. رابطه‌ ی جوان با پدر و مادر هم راه و رسم جدیدی یافته که در آن، دور شدن، قهر و اخم و حتی خشونت جایگزین مهربانی ها گشته. سرها در موبایل فرو رفته‌اند و انگشتها مرتب پیام میفرستند. کودک و پیر و جوان ساعتهای ممتدی از زندگی ی روزمره را صرف آن میکنند. گویی فرد یک اتم منتزع و جدا افتاده یی شده که اگر در جامعه ی مصرف غرق نشده باشد، در فضای مجازی انترنتی راه زیست میجوید. دخترها مرتب از خودشان عکس میگیرند و میفرستند تا خودپرستی را (که از رسانه‌ها و کیش شخصیت بعنوان ارزش آموخته اند) جانشین رابطه ی فرهنگی کنند. علاوه بر آن، عده یی روشنفکر انترنتی پیدا شده‌اند که چنته ی دانش و تفکر را بطور سطحی به آن محدود میسازند.

اما در هر حال، عینیت زندگی ذهنیت را خواه و ناخواه به واقعیت ها بر می گرداند. و چه بهتر که جوانان از فرهنگ بنیادی رهایی می‌یابند و راه‌های دیگری به یمن انترنت میجویند ! بویژه که ساختهای عمرانی ی موجود و تسهیل در حمل و نقل و بهداشت و تربیت و تخصص در غرب (بلطف مبارزات بسیاری در تحول تاریخی) به آنها اجازه میدهد که از آزادی‌های عمومی و بویژه آزادی بیان برخوردار باشند و تأمین اجتماعی بخواهند. بطور خلاصه، در جوامعی زندگی میکنند که علیرغم لیبرالیسم که به محدود ساختن رفاه اجتماعی برخاسته، مشروعیت سیاسی بر سازندگی و خلاقیت فردی و گروهی بنا گشته.

وارونه ی فرنگیان، اکثر جوانان ما در ایران (و این مورد بسیاری کشورهای دیگر تحت سلطه و در خاورمیانه نیز هست) در محرومیت بسر میبرند و با جهنم جنایت و غارت و کمبودها مواجهند. بصورت‌های گوناگون، در مقاومت منفی یا بطور صریح با نظام های فاسد و دیکتاتوری در مبارزه اند. جامعه تحول مثبت یافته و جوانها خیلی بیش از پیش از استبداد پدرسالاری رها شده اند. در حالیکه رژیمی که مرده ریگ نظام ایل و تباری است به قهقرا رفته و در بی کاری و بی نانی و بی آبی و گرانی ی رو به قحطی که بوجو آورده‌ به تحقیر و توهین مردم میپردازد. زندگی ی روزمره سخت است، آنچه میباید وسیله ی معاش و رفاه باشد مایه ی عذاب شده. جوانان خود را قربانیان این سیاست مرگبار می بینند.

بدون شک، در زمینه ی تاریخی در پنجاه سال اخیر، یکی از ابعاد انقلاب ایران (که بزرگترین انقلاب اجتماعی/سیاسی در تاریخ بوده است) و اسلامی ها آنرا بکمک سلطه ربودند (با گروگانگیری و جنگ و پوشش آخوندی که در پشت آن رژیم مافیایی/نظامی بر ایران حاکم شد و کشور را بباد میدهد)، باری یکی از ابعاد این انقلاب، روی صحنه آمدن جوانان، چه از طبقات محروم و چه از طبقات وسیع متوسط، بوده است. معنایش اینست که با وجود غبضه ی کشور در دست غارتگران، آرزوی جوانان شکوفا شدن و لذت بردن از یک زندگی ی نظم یافته در آزادی بوده و هست.

در زمان خود، حافظ ما چنین می سرایید :

به مژگانِ سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم (…)
جهان پیر است و بی بنیاد. از این فرهاد کُش فریاد !
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جانِ شیرینم

حال خود ببینید چگونه حکومتِ کنونی به چپاول مردم و حیف و میل کردن ثروتها پرداخته و با تقلبها، اهمالها و ندانم کاریهایش به تخریب عینی ی کشور کمر بسته. در ذهنیت بیمارش، با پندار و رفتاری هذیانی میخواهد برای خود مشروعیتی در بن بست بسازد. در واقع، نیّتش اینست که هر طور شده ما را با دروغ و سرکوبی و شکنجه و اعدام و ستم در مذهب سالاری پوسیده حبس کند، حتی بقیمت فنای کشور. اما گسترش جنبش اجتماعی نشان میدهد که از بی چارگی در حال گندیدن است. تظاهرات برای «نان، کار، آزادی» (شعار مردم) و اعتراض به نبود آب و بهداشت که به آن اضافه شده، هر روز بیشتر بالا میگیرند. آیا این رژیمِ یزید منش با سرکوبی ی خونین جلوی مردم را خواهد گرفت یا نیروهایی از درون حکومت به مردم خواهند پیوست تا آنرا بر اندازند؟

در برابر سیر قهقرایی ی رژیم که از فروریختگی های ساختهای اجتماعی و سیاسی و حتی بیرنگ شدن دین می‌آید (در واقع، رژیم کنونی خود نتیجه ی وحشتناک فروپاشیدگی هاست)، جوانان طبقات محروم و طبقات متوسطِ فقیر شده میکوشند بصور مختلف در فضای مجازی یا عینی در صحنه ی اجتماعی حضور داشته باشند. هر چند باید در نظر گرفت که دانشجویان سخت تحت کنترل قرار گرفته و سرکوبی میشوند. اما هر جا و در هر قشر اجتماعی که هنوز انسجامی هست (بین کارگران، آموزگاران، کامیون داران و غیره)، و از آن مهم تر، در شهروندی، در سطح شهر، پیر و جوان در اعتراض به بساط حقه‌بازی و غارت و جنایت به صحنه ی مبارزه می آیند. این لزوم تاریخ است و در قدم اول، امروز، تأمین آب آشامیدنی و نان شب که رژیم از مردم میدزدد ! در سطح فرهنگ، شهروندی روابط بسته ی پدرسالاری را بنفع فردیت میگشاید و استقلال فکری می آفریند. و این برای استبداد غیر قابل تحمل است.

بنظر میرسد که عده یی از حاکمان در جهان از هرج و مرج استفاده میکنند و باصطلاح، به سیم آخر میزنند و در اوباشگری با هم مسابقه گذاشته اند. مورد ترامپ و مریدش بُلسونارو و جنایتش در کشتن مردم با ویروس و از بین بردن آمازونی شناخته شده است، و به آنها «بُو جُو» را هم باید افزود. مستبد کره ی شمالی دستور داده مردم یازده روز نخندند و ننوشند ! سقوط عقلانی را ببین که طلبه های قم به دادگاه شکایت و تقاضای خسارت کرده‌اند که با عدم رعایت حجاب، زنان آنها را تحریک میکنند ! در واقع، انتصاب حکومت اوباش و بی‌کفایت بمعنای دشمنی ی علنی با مردم است. بدینسان، اینجا و آنجا، در بن‌بست، عوام فریبی ی فاشیستی را تحمیل میکنند (نمونه ی بارز آن روی کار آوردن طالبان در افغانستان و بجا گذاشتن تسلیحات و چمدانهای دلار برای آنهاست).

از فرار مغزها به خارج که بگذریم و باید به آن مهاجرت های فاجعه آمیز اخیر جوانان و خانواده ها را افزود، شهری شدنِ بیش و کم تمامی ی جامعه ی ایران، آزادی در گفتار و رفتار را ایجاب میکند. این پدیده در سالهای آخر رژیم قبلی بروز کرد و از خواسته‌های انقلاب شد. امروز، جوانان ایران اکثرا مثل سایر نقاط جهان، به رسانه‌های انترنتی پیوند خورده اند، ولی چه بسا بیش از دیگران، و بویژه در میان زنان، خواسته‌های خود را، گاه با هجوی افشاگر، در برابر استبداد و ممنوعیت ها ابراز میدارند (ممنوعیت های شرعی و تحمیل عدم ارتباط آزاد بین دختران و پسران). در شرایطی که حکومت فعلی تاریک اندیشی و بیسوادی و مفت‌خوری را تشویق میکند، جوانان ما بکمک معلمان و استادان خود هوش و فراست نشان میدهند و اگر فرصت پیش آید در سطح جهان از اولین نابغه ها میشوند.

در واقع، جوانان ما شباهت های بسیاری با جوانانی دارند که به حومه های دور افتاده در شهرهای غربی رانده شده‌اند و در این حومه های بیکاری و بیهودگی پرسه میزنند. مانند فرزندان مهاجران در غرب تحقیر میشوند و از شکفتگی محرومند. این مردمِ بحال خود رها شده، گاه، به خشم می آیند و مانند جنبش جلیقه زردها در فرانسه که هنوز ادامه دارد اعتراض به فقر و بی آیندگی و کمبود فرهنگ و عاطفه را فریاد میزنند. جلوی نیروهای سرکوبی می ایستند، چشمشان با گلوله های ساچمه یی، مثل اصفهان در تظاهرات اخیر، کور میشوند.

کور دلان نمی بینند که زمین، جهانی شده و واقعاً هر جا که میروی آسمان دارد همان رنگ میشود. البته باید بیشتر یکدیگر را درک کرد. بویژه، جوانها از فرهنگهای مختلف، عناصر هنری را از یکدیگر قرض میگیرند و واردِ ساختنِ فرهنگی جهانی شده‌اند (در زمینه ی موسیقی و هنر بصری انترنتی نمونه های آن است). پیچیدگی در اینست که سلطه ی جهانی تفرقه می‌اندازد. در ایران، امروز ما با سلطه ی دو ابر ـ قدرت در شرق، و سلطه ی آمریکا و اروپا در غرب مواجهیم. بعلاوه، هر یک از سلطه گران عواملی در درون و بیرون کشور دارند و از راه وطن فروشی یا تروریسم، کمر به اضمحلال کشور و منطقه بسته اند.

در سطح سیاسی، اخیراً دانش آموزان فرانسوی مخالفت خود را با تبعیض دوستانشان، فرزندان مهاجران، در دبیرستان نشان دادند. با سیاستِ اسلام ستیزی و در واقع، مهاجرستیزی، مخالفند. مسخره کردن اعتقادات مسلمانان با کاریکاتورهای تحریک‌کننده را نمی پذیرند و در عین حال خواهان آزادی بیان برای همه اند. اینروزها، در اعتصاب آموزگاران در ایران، خانم معلمی را می‌بینیم که فریاد اعتراضش را به صدایی بلند و جهانی تبدیل ساخته. از اینگونه واکنشها هر روز در گوشه و کنار عالم بروز میکنند (در عراق، لبنان، بیرمانی، آمریکا و اروپا، ابتکارات جوانان تونسی و مصری و الجزایری، یا کشت و کشتار معترضان در بسیاری از کشورهای آفریقایی ی دیگر…).

شکی نیست که جوانان عالم باید بیشتر یکدیگر را بشناسند. ما در خارج از کشور چه قدمی در این راه برمیداریم؟ خودمدار نمیتوان بود و مسائل ایران را در درون مرزها نمیتوان بست. البته بسیار مهم است که رسانه‌های مبارز ما، با فداکاری، اکثراً بدون تعلق به هیچ بنیاد و سازمانی، خبر میرسانند و به تحلیل آن میپردازند، و بدینسان سهم قابل توجهی در جنبش مقاومت در ایران دارند. باشد که جنبش های پراکنده در ایران سراسری شوند و بقول مردم، این رژیم «بی شرف» را «نابود» کنند.

میگویند آلترناتیو نیست. اما راه حلِ شورایی بعنوان سیاست میتواند وجود داشته باشد. بعد از انقلاب، لحظه یی داشتیم به این راه میرفتیم.

 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 239638] [تاريخ انتشار: بيست و نهم آذر ۱۴۰۰ برابر با بيستم دسامبر ۲۰۲۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی