طرح شورای انتقال قدرت از جمهوری اسلامی به حاکمیت موقت سکولر و دموکرات


مقدمھ : 
انـقلاب مـردم ایران، بـر علیھ نـظام مـرتـجع وایدئـولـوژیک و فـاسـد و قـاتـل حـاکم، بـھ آغـاز سـومین مـاه خـود رسیده و روزبـروز بـھ عـمق و وسـعت آن، بـا تـداوم حـضور گـروھـھای پیشتاز و پیشگام زنـان و جـوانـان، و تـحت شـعار „زن-زنـدگی-آزادی” بـا پیوسـتن
اقـشار دیگر جـامـعھ بـھ آنـان افـزوده میشود. شـبکھھـای اجـتماعی جـوانـان، بـھ مـدد ارتـباطـات دیجیتالی کھ ھـم ارتـباط آنـان را بـاھـم در سـطحی نـوین میسر سـاخـتھ و ھـم گـردش اطـلاعـات را در بین آنـان و بـوسیلھ آنـان در فـضای مـجازی و رسـانـھای میسر نـموده اسـت،

بسیار پـرتـوانـتر ازقـبل شـده انـد. تـعامـل سـھ گـانـھ میدان، فـضای مـجازی-رسـانـھھـا و تـلویزیونـھای مـتعدد، بسیار زودتـر از آنـچھ کھ در تـئوریھـا بـود، بـرنـامـھ ھـای تـلویزیونی مـخاطـب مـحور(اینترآکتیو) را عـملا بـھ میدان آورده اسـت. این امکانـات جـدید آنـھم در خـدمـت نسلی کھ مدتھاست بیشتر دانش و تجارب خود را از دنیای اینترنت جھانی کسب میکند، از یک سو یک خرد جمعی را در خدمت گـروھـھای پیشگام مـبارز و رھـبران میدانی آنـان قـرار داده، و از سـوی دیگر آنـان را بـھ جـھان آزاد وصـل نـگاه داشـتھ وھـمزمـان نیز، پشـتیبانی و احـترام و اعـجاب مـردم جـھان را بـھ آنـان ھـدیھ نـموده و تـجارب جـھانی را در اختیار آنـان قـرار داده اسـت. قـدرتـمندی این قشـر مـبارز، مـقاوم، فـداکار، پیشتاز و پیشگام، در ھـم آوردی بـا نیروھـای سـرکوب بـرای بسیاری این بـاور را بـوجـود آورده اسـت کھ این شـبکھھـای بـھم پیوسـتھ و در ھـم جـوش، کھ در راه اھـداف مـردم ایران جـان خـود را بـرکف نـھاده و پـذیرای مـرگ میباشـند، این خـرد جـمعی را، کھ در اسـتخدام مـدیریت خـودتنظیمی آنـان قـرار دارد و تـاکنون، ھیچ مـرکزیت و رھـبری در آنـھا قـابـل تشخیص و مـشاھـده نیست و ھمین امـر نیز، امتیاز بـزرگ آنـان و عجـز دسـتگاھـھای سـرکوب را درتعقیب رھـبران آنـان بـدنـبال داشـتھ اسـت، میتوانـد تـا پـایان دوران سـقوط کامـل جـمھوری اسـلامی، بکارگـرفـتھ شـود و آنـھایی کھ این نـظام را بـھ زیر کشیده انـد، ھـم از لـحاظ اصـول اخـلاقی، شـایستھتـرین و ھـم از لـحاظ سیاسی مـورد پـذیرشتـرین افـرادی خـواھـند بـود، کھ بـتوانـند دوران پـس از سـقوط جـمھوری اسـلامی را تـا تشکیل یک مجـلس مـوسـسان، بـرای تنظیم قـانـون اسـاسی و تعیین نـوع نـظام سیاسی آینده، بـدون احتیاج بـھ دیگران اداره نمایند.

بی گـمان قھـرمـانـان میدانی و فـعالین زن و مـرد جـوان در خیابـان، سـھم بسیار عـمدهای در ھـر تـرکیب رھـبری خـواھـند داشـت و بـاید داشـتھ بـاشـند. امـا از آنـجا کھ بسیاری از اقـشار دیگرنیز بـتدریج بـھ این انـقلاب پیوسـتھ و می پیونـدنـد و در آن شـرکت میکنند، شـرکت کنندگان در امر انقلاب، وسعت پیدا میکنند و بھ جوانان و زنان انقلابی محدود نخواھند ماند.

ھـم اکنون اعـتصابـات گـونـاگـون در سـطح کلان مملکت، شـروع شـده و اقـشار میانی، در سنین مـختلف در آن شـرکت فـعال دارنـد. در حـاشیھ ایران احـزاب اتنیک و روئـسای دینی اھـل سـنت نیز، نـفوذ بیچـون و چـرایی دربین مـردم خـود دارنـد و مـردم حـاشیھ بیش از دیگران قـربـانی نیروھـای سـرکوب بـوده و فـشار سھمگین فـزونـتری را تحـمل مینمایند. دانـشجویان و دانـش آمـوزان، حـقوق دانـان، دانـشگاھیان و مـعلمان، پـزشکان وصـنعتگران وپـرسـتاران و کارمـندان وجـداشـدگـان از نـظام و وبـریدگـان از نیروھـای مسـلح و  ھـنرمـندان و ورزشکاران و نـویسندگـان و اھـالی سینما، ھـم اکنون در صـحنھ ھسـتند وعـده بیشتری ھـم بـھ زودی بـھ این عـده، اضـافـھ خـواھـند شـد. بـطور خـلاصـھ، در آیندهای بسیار نـزدیک، صـحنھ مـبارزه، چھـره مـتنوع دیگری پیدا خـواھـد نـمود، وبـا این تغییر احـتمالا ھیچ بـرآمـد سیاسی، بـدون حـضور نـمایندگـان اقـشار گـونـاگـون مـردم نیز، بـرای ھـمگان جـاذبـھ و مـقبولیت کافی نـخواھـد داشـت.

پـس بـرای سـقوط قطعی این نـظام، حـضور اقـشار و طـبقات گـونـاگـون در میدان مـبارزه امـری لازم وحتمی اسـت. اداره مملکت در دوران عـدم وجـود نـظام سیاسی، یعنی فـاصـلھ پـس از سـقوط جـمھوری اسـلامی، تـا بـرقـراری نـظام جـدید آینده ایران نیز، بـدونحـضور مـوثـر و فـعال نـمایندگـان سمبلیک و مـحبوب مـردم، عملی نـخواھـد بـود. انـقلاب مـردم ایران بـرعلیھ رژیم جـنایتکار جـمھوری اسـلامی، تـا کنون بـا مـوفقیت بینظیری بـھ پیش رفـتھ و تـوجـھ ھـمھ جـھانیان را بـھ خـود جـلب کرده اسـت. امـا این انـقلاب بـاید مـوفـق شـود تـا در حین و ھـمزمـان بـا تخـریب پـایھھـای قـدرت این نـظام جـنایتکار، مـرکزیت سیاسی، بـرای سـاخـتن آینده ایران نیز ایجاد کند،

تـا قـدرت آزاد شـده در نتیجھ تضعیف نـظام حـاکم را، گـردآوری و این قـدرت را ذخیره نـماید و از آن بـرای پیروزی سـریعتر و کم ھـزینھ تـر انـقلاب اسـتفاده کند. زیرا قـدرت ھـرگـز در خـلا سـرگـردان نمی مـانـد و اگـر از سـوی نـھادی مـردمی تـصاحـب نـشود، احـتمال تـصاحـب آن بـوسیلھ مـدعیان دیگر بسیار میباشـد. اگـر این انـقلاب بی نظیر، علیرغـم ھـمھ فـداکاریھـا و جـان فـشانیھـا، نـتوانـد بـھ ھـر دلیلی، بـموقـع وسـریع، از عھـده انـجام این وظیفھ مـھم بـرآید، اگـر ھـم بـا ھـزینھای بـمراتـب گـزاف تـر، مـوفـق بـھ گـذار از این نـظام جـان سـخت شـود، قـدرت را ھـرچـند نـاخـواسـتھ بـھ آنـانی خـواھـد سـپرد، کھ در کمین قـدرت انـد و سـاخـتار و سـازمـانـشان آمـاده تـصاحـب قـدرت اسـت. و یا احیانـا چھـرهھـای تـاکنون نـاشـناخـتھای، در فـضای ھـرج و مـرج نـاشی از سـقوط جـمھوری اسـلامی، بـا رویکردی عـوام پـسند و تـوده گـرا، ممکن اسـت تـوجـھ عـموم را بـھ خـود جـلب کنند وتـوده مـردم را بـا خـود ھـمراه نـمایند. الـبتھ این سـناریوھـا تـنھا سـناریوھـای بـد مـوجـود نیستند. جـنگ داخـلی و حکومـت نـاکارآمـد بـاقی مـانـده از اقـتدار رو بـھ نـقصان نـظام نیز، میتوانـد از گـزینھھـای مـحتمل دیگر بـاشـد. ارتـش یا تـرکیبی از سـپاه و ارتـش ھـم شـاید بـا وعـده احیای امنیت و نـظم، بـتوانـند چـند صـباحی قـدرت را از آن خـود کنند و مملکت را دوبـاره دچـار حـوادثی غـمناک بـنمایند. بـھ ھـرصـورت قـدرت آزاد شـده بـر زمین نـخواھـد مـانـد و مـدعیانی بـرای تـصاحـب آن پیدا میشونـد. تجـربـھ بـھار عـربی نـشان میدھـد، کھ جـوانـان در مـصر و تـونـس فـداکاری بسیار کردنـد و نـظام اسـتبدادی مـصر را بـرانـداخـتند، ولی چـون بـھ مـسالـھ تـصاحـب قـدرت، بـموقـع تـوجـھ لازم را نـنمودنـد و یا ھـرگـز بـھ آن نـپرداخـتند، جـایگاھی در قـدرت نیافـتند و سـاخـتارھـای قـدیمی جـامـعھ بـھ آسـانی، مجـددا قـدرت را دسـت بـدسـت نـموده و از آن خـود نـمودنـد. اکنون نیز مـا بـا وضعیت مـشابھی سـروکار داریم. عـده زیادی بـدرسـتی ازاھـمال مـخالفین سـرشـناس نـظام در تـاسیس چنین نـھادی انـتقاد میکنند،

جـماعتی تـردید خـود را نسـبت بـھ آینده مـبھم مملکت بـا این پـرسـش مـطرح میکنند، کھ سـرنـوشـت مملکت در صـورت سـقوط این رژیم چـھ خـواھـد شـد؟. نـگرانی این بـخشھا و انـتقاداتـشان را نـباید دسـت کم گـرفـت عـدم پـاسـخ بـھ این پـرسـشھـای حـساس و منطقی خـود یکی از مـوانـع بـزرگ امیدواری عـموم مـردم بـھ آینده بھـتر و درنتیجھ ھـمھ گیرشـدن انـقلاب و تـوسـعھ آن بـھ وسیعترین بـخشھای جـامـعھ اسـت. عـده زیادی از وابسـتگان و کارکنان این نـظام نیز میخواھـند جـایی قـابـل اطمینان داشـتھ بـاشـند، تـا بـتوانـند بـا تکیھ بـر آن، از این نـظام بـبرنـد وتـاکنون چنین دیوار محکمی را نیافـتھ انـد تـا تصمیم خـود را عملی کنند. در صـورت وجـود نـھادی سیاسی و مـورد پـذیرش مـردم، این عـمل حتی میتوانـد بـھ بـخشھـای مھمی از نیروی سـرکوب و اشـخاص مـھم این نـظام ھـم تـوسـعھ پیدا نـماید. در فـضای بین المللی نیز این پـرسـش بـھ جـد مـطرح اسـت کھ آیا جـامـعھ انـقلابی ایران و زنـان ومـردان جـوان، قـصد و ظـرفیت ایجاد وھـمراھی بـا یک نـھاد سیاسی را بـرای انـجام مـقدمـات تغییر نـظام دارنـد؟ و یا آنـچھ در ایران رخ میدھـد صـرفـا یک خیزش انـقلابی  رادیکال ولی با آیندهای تعریف نشده و مبھم است؟.
نتیجھ:
١ .تاسیس یک مرکزیت سیاسی با دورنمای ترسیم آینده پس از سقوط نظام یک الزام عقلانی است.
٢ .این برآمد سیاسی، باید ھرچھ سریعتر ایجاد شود وایجاد آن، بھ آینده پس از سقوط نظام واگذار نشود.
٣ .این مرکزیت سیاسی باید ھمدلی و ھمراھی بخشھای مختلف جامعھ ایران و بخصوص زنان و جوانان را داشتھ باشد.
۴ .در صـورت عـدم اقـدام بـھ این کار مـھم و یا تـاخیر در آن، مـتاسـفانـھ امکان بـھ نتیجھ نـرسیدن و یا بسیار پـرھـزینھ تـر شـدن این
انقلاب شکوھمند، قویا وجود دارد.

پروژهھای مطرح وموجود
پروژه ایجاد رھبری انقلاب
یک پـروژه مـطرح بـا قـبول اکثر مـقدمـاتی کھ ذکر شـد، جـمع شـدن افـراد مـعروف و بیشتر مـطرح در جـامـعھ را بـھ تـعداد محـدود،کافی بـھ مـقصود و راه حـل عملی و سـریع میدانـد. بـھ بـاور پیشنھاد دھـندگـان این راه حـل، احتیاج بـخشھای مھمی از جـامـعھ بـھ یک رھبری متمرکز و شناختھ شده، بقدری زیاد است کھ تشکیل چنین مرکزیتی، با استقبال شدید جامعھ، روبرو خواھد شد. آنـھا ھمچنین میگویند، بـھ عـلت تـعداد محـدود افـراد مـشھور و مـوجـھ، امکان تشکل یابی آنـان سـریعتر و سـاده تـر و تـوافـقشان بـر سـر مـسائـل اسـاسی و تـاکتیکھـا و اسـتراتـژی مـبارزه، آسـانـتر و عملی تـر میباشـد. و پـس از تشکیل نیز میتوانـند کارآمـدتـر از مـدلـھای مـشابـھ دیگر، بـھ رھـبری انـقلاب بـپردازنـد. بـھ بـاور مـن بـا وجـود این کھ این اسـتدلالات خـالی ازوجـوھی از حقیقت نیست، ولی انـقلاب خیابـان، تـا آنـجا کھ بیشتر نـاظـران میگویند، بسیار نسـبت بـھ ایجاد آتـوریتھ و مـرجعیت سیاسی و رھـبری افـراد محـدود و سـرشـناس بـدبین میباشـد. از سـوی دیگر سـرشـناس بـودن این افـراد، دلیل بـر جـامعیت، مـحبوبیت و نـفوذ آنـان در ھـمھ بـخشھای متکثر جـامـعھ ایران نیست، زنـان قھـرمـانـان مـحبوب خـود و جـوانـان و اتنیک و دیگران نیز بـھ ھمین مـنوال سـمبلھـای خـود را دارنـد و بیشتر بـا آنـان ارتـباط ایجاد کرده و اعـتماد میکنند. شـاید بـرای جـبران این نقیصھ، افـراد مـحبوب و مـشھور بـھ این فکر بیافـتند کھ بـا دیگر سـمبلھای اجـتماعی زنـان، جـوانـان، اتنیک، کارگـران، روئـسای احـزاب سیاسی، ھـنرمـندان، ورزشکاران و دیگرچھـرهھـا رابـطھ ای دوسـویھ ایجاد کرده و آنـھا را در شـمول ابـواب جـمعی خـود و دریک ھیرارشی دو درجـھای در امـر رھـبری انـقلاب، نـھ مسـتقیما، بلکھ بـواسـطھ ارتـباطی کھ ایجاد شـده، دخیل و سھیم نـمایند. بـھ بـاور مـن اکثر این افـراد، رابـطھ تـحت الحـمایگی درجـھ دوم را نـپذیرفـتھ و خـواھـان شـرکت بـرابـر و مسـتقیم در نـھاد و یا نـھادھـای سیاسی ایجاد شـده خـواھـند بـود. و بـخشھای گـونـاگـون جـامـعھ نیز چنین نـوعی از رابـطھ نـخبھ گـرایانـھ را نـخواھـند پـذیرفـت. یک مـرکزیت سیاسی، بـا ھـر نـامی کھ بـاشـد، چـنانـچھ بـخواھـد رھـبری خـود را بـر انـقلاب تثبیت کند، اگـرصـرفـا از تـعداد محـدودی افـراد مـشھور و یا مـحبوب تشکیل شـود، بـھ احـتمال زیاد پـس زده خـواھـد شـد و جا نخواھد افتاد.برآمدن نھاد رھبری از درون خیزش انقلابی زنان و جوانان طـرفـداران این طـرز فکر، اسـتدلال مینمایند کھ شـبکھھـا در عـصر اینترنـت بسیار قـویتر شـده انـد و انـقلاب ایران نیز بـا وجـود مشکلاتی کھ از سـوی حکومـت بـر سـر راه شـبکھھـای اجـتماعی قـراردارد، بسیارقـوی بـوده و عـملا این انـقلاب را نسـلی بـراه انـداخـتھ و اداره میکنند، کھ عـلاوه بـر ارتـباطـاتی کھ از طـرق مـعمولی، مـانـند خـویشاونـدی و ھـم محـلگی وھـم کلاسی و ھـم دانـشگاھی بـودن بـا ھـم دارنـد، اینک در سـراسـر کشور و بـا ایرانیان سـاکن خـارج و مـردم جـھان و رسـانـھھـا نیز، مسـتقیما مـربـوطـند و در این زمینھ صـرفـا احتیاج بـھ پشـتیبانی و ھـمراھی و حـمایت دارنـد، ولی خـود بـھ انـدازه کافی فـرھیختھ و مسـلط بـھ اوضـاع بـوده و ھـمانـطور کھ مـقاومـت در بـرابـر نیروھـای سـرکوب نـموده و پیشبرد انـقلاب را تـا کنون سـامـان داده انـد، میتوانـند بـدون احتیاج بـھ دخـالـت دیگران نیز، خـود ھـر ھـنگام کھ شـرایط را مـناسـب یافـتند، رھـبری انـقلاب را از لیدرھـای میدانی کھ بـھ آنـان اعـتماد یافـتھ و رھـبریشان را پـذیرفـتھ انـد، بـسازنـد. این اسـتدلال طبیعی اسـت کھ بـھ دلـھا می نشیند و مـقبول طـبع بسیارانی بـنظر می آید. چـون یک عـنصر اخـلاقی قـوی در آن اسـت، بسیاری را بـسوی خـود میکشانـد. عـنصر اخـلاقی مـذکور عـبارت از این اسـت کھ، زنـان و جـوانـانی کھ بـا ریسک زنـدگـانی خـود، ملتی را ازسیطره نـظام و ظـلم و فـساد و تبھکاری حـاکمان نـجات خـواھـند داد وکشتھھـا و زنـدانیان و شکنجھ شـدهھـابیشترشـان از این گـروه ھـاسـت، تشکیل رھـبری سیاسی نیز از لـحاظ اخـلاقی در انـحصار اینان بـاید بـاشـد.

اینان حـقانیت خـود را از انـقلاب میگیرنـد و از لـحاظ عملی نیز تـنھا راھی اسـت کھ رھـبری سیاسی و میدانی، ھـماھنگی کامـل خـواھـند داشـت و بـا ھـم کار خـواھـند نـمود. مـن بـا اذعـان بـھ این کھ بیشترین سـھم در ھـر تـرکیب سیاسی و بـرای ھـر نـوع رھـبری بـاید از آن زنـان و جـوانـان مـبارز حـاضـر در میدان بـاشـد، بـاید یاد آوری کنم کھ بـتدریج بـخشھای دیگری از مـردم نیز از راھـھای دیگری عـلاوه بـر حـضور در مــبارزه میدانی، بــھ این انــقلاب پیوســتھ و بیاری آن شــتافــتھ انــد و ھــنوز نیز میشتابــند. دانــشجویان، دانــش آمــوزان و مــعلمان بــا اعـتراضـات پیاپی و کارگـران، کسبھ و بـازاریان و کامیونـداران و صـنعت حـمل و نـقل بـا اعـتصابـات مـداوم و دیگر اقـشارمـردم بـا شـعارھـای شـبانـھ واعـتراضـات پـرسـرو صـدا و ایجاد تـرافیک، بـا وسـایل نقلیھشـان ونـویسندگـان و دانـشگاھیان وفـرھیختگان وبـازنشسـتگان و پـرسـتاران و پـزشکان و ورزشکاران و ھـنرمـندان بسیاری کھ تـعدادشـان نیز ھـمواره رو بـھ فـزونی اسـت، انـقلاب را بـھ یک انـقلاب ملی دگـرگـون نـموده انـد. عـلاوه بـر اینان، زنـدانیان سیاسی کھ بـھ بـھای از دسـت دادن آزادی خـود، از مـردم کشورشـان حـمایت نـموده و اکنون تـحت شـرایط سـلب آزادی و شکنجھ و ضـرب و شـتم دائـم بـوده و در آن شـرایط سـخت نیز دسـت از ھـمراھی بـا مـردم نمی کشند نیز، جـایگاه بـخصوص خـود را دارنـد. سـھم بسـزایی کھ بـاید در ھـر سـاخـتار سیاسی داشـتھ و جـایگاھـھایی فـعلا خـالی بـرای آنـان در نـظر گـرفـتھ شـود. ایرانیان خـارج از کشور نیز بـا تـظاھـرات بـزرگ و بـاشکوه در سـراسـر جـھان و بـا تـماس بـا جـامـعھ مـدنی این کشورھـا و حـضور در رسـانـھھـا و مـلاقـات بـا نـمایندگـان مـجالـس و سیاسـتمداران در کشورھـایمـختلف سـھم بسـزایی در رسـانـدن صـدای مـردم ایران بـھ جـھانیان و جـلب حـمایت آنـان داشـتھ و دارنـد. دمـوکراسی آینده بـا کمک ھـمھ اینھـا سـاخـتھ می شـود.

در ھـر تـرکیب رھـبری بـاید سعی شـود تـا نـمایندگـان سمبلیک ھـمھ آنـان حـضور داشـتھ بـاشـند. مـشاھـده میشود کھ ھـر چـھ راه اول نـخبھ گـرا بـود، راه دوم ھـم خـود را بـر مـحور حـقانیت انـقلابی محـدود نـموده اسـت. در ثـانی، بسیاری از انـقلابـھای میدان مـحور، چـون مـوفـق نشـدنـد، بـموقـع بـھ مـسالـھ تجـمیع قـدرتی کھ بـا اضـمحلال نـظام حـاکم آزاد میشود، بـخصوص در گـرمـاگـرممـبارزه و ھـمزمـان بـا آن بیانـدیشند و بـقدری در مـبارزات خـود غـرق شـده و این امـر را بـھ پـس ازسـقوط نـظام حـاکم واگـذار نـمودنـد، کھ عـملا وقتی ھـنگام تغییرات و تمھیدات سیاسی بـرای انـتقال قـدرت فـرا رسید، آمـادگی لازم را نـداشـتند و بـنابـراین، نـھادھـایی کھ بـطور سنتی در جـامـعھ بـا ادعـا و اشـتھای تملک قـدرت وجـود داشـتند و از نـوعی مـحبوبیت ملی نیز در آن مـقطع زمـانی بـرخـوردار بـودنـد، قـدرت را از آن خـود سـاخـتند. زیرا قـدرت اگـر بـطور سنجیده مـنتقل نـشود، لاجـرم فـضای ھـرج و مـرج فـائـق میشود و اگـر نـاقـص دسـت بـدسـت شـود بـھ حـاکمیت نـاکارآمـد حـاکمان بـر سـر کار و ادامـھ نـبرد فـرسـایشی مـردم بـا آنـان و یا بـھ جـنگ داخـلی منجـر میشود. نـمونـھ ھـرج و مـرج، جـنگ داخـلی لیبی، نـمونـھ حـاکمیت نـاکارآمـد، عـراق و سـوریھ و نـمونـھ بیبھـره مـانـدن انـقلابیون، مـصر و تـونـس میباشـند. عـلاوه بـر این ھیچ نـمونـھ تـا کنون مـوفقی را در تجـربیات تـاریخی مـعاصـر، حـداقـل مـن نمیشناسـم کھ قھـرمـانـان میدان، بیتـعامـل بـا نـخبگان سیاسی و مـدنی، تـوانسـتھ بـاشـند در فـضای امنیتی و در گـرمـاگـرم کارزار خـود، حتی بفکر سـاخـتن رھـبری سیاسی افـتاده و در این کار لازم و خـطیر مـوفـق شـده بـاشـند. یعنی بـا ھـمھ احـترام بـھ این عـزیزان فـداکار و اذعـان بـھ سـھم اساسی آنان در ھر ترکیب رھبری، آنان بھ تنھایی امکان این کار را نداشتھ و حق انحصاری انجام ایجاد حکومت را نیز ندارند.

طرح شورای انتقال قدرت طـرح زیر بـا مـلاحـظھ نکات مـثبت و منفی ھـر دو طـرح فـوق تھیھ شـده و تلفیقی از نـقاط قـوت ھـر دو طـرح بـا سعی در کاسـتن نـقاط ضـعف آن دو را در خـود دارد. بـدیھی اسـت در یک انـقلاب بـا ھـدف گـذار از اسـتبداد حـاکم بـھ دمـوکراسی، کوشـش نیروھـای میدانی، بیشتر بـرای از بین بـردن مـوانـع و در راس آن، پیروزی بـر نیروھـای سـرکوب نـظام حـاکم و دسـتگاھـھای حکومتی اسـت. بـنابـراین عملکرد وروش تفکر و رویکرد ومـبارزات گـروھـھای انـقلابی در یک پـارادایم سـلبی شکل میگیرد. یعنی سـلب وجـودی قـدرت حـاکم. این بـخش انـقلابی و مـبارز، اغـلب دارای ریسک پـذیری بـالا بـوده و شـجاع و قـاطـع و دارای قـدرت تصمیم گیری سـریع میباشـند. اغـلب پـاک بـاخـتھ انـد و در راه ایده آلھـایشان حـاضـر بـھ گـذشـتن از ھـرچـھ کھ دارنـد و حتی جـان خـود میباشـند. بـرعکس بـخشھایی از جـامـعھ، کھ درگیر چـرخـھ اقـتصاد میباشـند و معیشت خـانـواده، گـردانـدن اقـتصاد، اداره کسب و کار و یا کارخـانـھھـا وظیفھ و شـغل آنـان اسـت و یا کارمـند و کارگـرانـد و یا حـرفـھای تخصصی دارنـد، بسیار مـحتاط تـر بـامـسائـل بـرخـورد میکنند. اگـر دلـشان ھـم بـا جـوانـان مـبارز اسـت، کھ اغـلب ھسـت، در فکرشـان در پی یافـتن پـاسـخ بـھ سـوالاتی، نسـبت بـھ آینده خـود و ھـموطـنان و کشورشـان میباشـند. آنـھا میپرسـند چـھ کسانی وارثـان انـقلاب خـواھـند بـود؟ چـھ کنیم کھ آینده مـان مـانـند گـذشـتھ مـان تـباه نـشود؟ این آزادی و دمـوکراسی را کھ ورد زبـان ھـمگان اسـت،

چـگونـھ بـاید در عـمل و نـھ در شـعار، اسـتقرار بخشید و مملکت را بـھ چـھ کسانی بـاید سـپرد؟. مجـموع این انـتظارات و تـوقـعات و سـوالات را نمی تـوان صـرفـا بـا بـحثھای عـقلانی و اسـتدلالات تجـریدی و ذھنی پـاسـخ گـفت، بلکھ فـقط ایجاد و مـعرفی یک دولـت مـوقـت، در زمـان مـناسـب یعنی بـا آمـادگی کامـل قبلی، در آسـتانـھ سـقوط نـظام حـاکم، میتوانـد این خـواسـت عـمومی را بـرآورده کند. یا حـداقـل دور نـمایی بـرای افـزایش امیدواری نسـبت بـھ امکان بـرآورده شـدن تـوقـعات و نـگرانیھای آنـھا بـدھـد. مـعرفی زودھـنگام یک دولـت مـوقـت، بـاعـث میشود کھ جـامـعھ ایران و قـدرتـھای جـھانی، آنـرا بـچشم سـاخـتاری جـدی نبینند و نـتوانـد جـایگاه مـناسـبی را کھ بـاید، اشـغال نـماید. امیدھـایی کھ میتوانـد در صـورت انـجام بـموقـع این پـروژه در خـدمـت حـمایت از آن بـرآید، در صـورت انـجام نـابـھنگام آن بـھ نـاامیدی و دل زدگی تـبدیل خـواھـد شـد. پـس از تـاسیس دولـت مـوقـت در زمـان مـناسـب نیز، اگـر از سـوی ھـمھ جـامـعھ و فـعالین میدان مـورد پشـتیبانی و تـایید قـرار نگیرد، قـادر نـخواھـد بـود تـا بـھ وظـایف خـود در صـحنھ داخـلی و بین المللی عـمل نـماید و از سـوی مـلت و بـھ نـمایندگی آنـھا سـخن بـگوید. این دولـت بـھ عـلت شـرایط امنیتی حـاکم بـناچـار از یک سـو حـاصـل انـتخاب مـلت خـود طی یک انـتخابـات آزاد وعـادلانـھ نیست، زیرا در زمـان گـذار از یک حـاکمیت تـوتـالیتر مستـبد و در حضـور او و ھمـ بلافاصلـھ پسـ از سقـوط او عملا، امکان بـرگـزاری چنین انـتخابـاتی وجـود نـخواھـد داشـت. پـس نـاچـار اسـت مشـروعیت نسـبی و غیر انـتخابـاتی خـود را از وجـاھـت و نـفوذ اعـضای دولـت مـوقـت دربین مـردم و سـرمـایھ اجـتماعی آنـھا بگیرد از سـوی دیگر دولـت مـوقـت از ھـمان آغـاز بکار، نـماینده ملتی در حـال انـقلاب میباشـد کھ وظـایف سنگین ویژهای رابـاید بسـرعـت و دقـت انـجام دھـد و پـس از اضـمحلال حـاکمیت اسـتبدادی نیز، بـا انـبوھی از وظـایف بسیار سـخت و حـساس بـرای تـامین امنیت و رفـاه و بھـداشـت، اجـرای عـدالـت دوران گـذار، بـھ راه انـداخـتن چـرخـھ اقـتصاد و بـانکھا و کارخـانـھھـا و کسب و کار و تـامین مـایحتاج عـمومی و... روبـرو میباشـد، آنـھم در فـضایی کھ در آن قـانـون اسـاسی جـدیدی ھـنوز وجـود نـدارد و تـوقـعات و نیازھـای مـردمی، کھ از یک اسـتبداد طـولانی رھیده انـد، بـھ صـورت سـریع و انـفجاری نیز مـزید بـرعـلت خـواھـد بـود. این دولـت بـر عکس انـقلابیون میدان، در یک پـارادایم ایجابی کھ کارش سـاخـتن و بـھ راه انـداخـتن و حـل مـسائـل بیشـمار وغـامـض مملکتی ویران و بـھ اصـطلاح خشـت روی خشـت گـذاشـتن اسـت، میباشـد. وظـایفی کھ خـرد و تـخصص وتجـربـھ و رعـایت کرامـت انـسان و مـفاد حـقوق بشـر اسـاس آن اسـت. بـنابـراین اصـولا در مـقایسھ بـا میدان از سنخی دیگر اسـت(پـارادایم ایجابی) دولـت مـوقـت، مسـئول و پـاسـخگو نـھ تـنھا بـھ مـلت خـویش، بلکھ بـھ جـامـعھ جـھانی اسـت، کھ بـا دقـت و وسـواس اعـمالـش را زیر نـظر خـواھـد داشـت. دولـت مـوقـت بـدون بـرخـورداری از پشـتیبانی وسیع اجـتماعی نمیتوانـد از جـامـعھ پـس از انـقلاب، انـتظار پشـتیبانی و صـبر و فـداکاری داشـتھ بـاشـد. احـتمال این پشـتیبانی وسیع، فـقط بـا تـایید سـمبلھا و شخصیتھای مـتنوع و متکثر بـخشھای مـختلف اجـتماع میسر میباشـد بـرای رسیدن از فـضای سـلبی انـقلاب بـھ این فـضای سـازنـدگی، تـخصص و تجـربـھ، آن ھـم در مملکت ویران و آمـاده شـدن بـرای اسـتقرار دمـوکراسی، بین این دو پـارادایم سـلبی و ایجابی، مـا احـتباج بـھ یک واسـطھ داریم، کھ ھـم از جـنس این بـاشـد و آن و نـھ این بـاشـد و نـھ آن. این واسطھ، شورای انتقال قدرت است.
شورای انتقال قدرت:

١ :قـدرت آزاد شـده بـوسیلھ انـقلابیون و مـردم مـبارز را نمی گـذارد در فـضا پـراکنده شـده و سـرگـردان بـمانـد وآنـرا بـتدریج جـمع و انـبار مینماید تـا بـصورت یکجا تـحویل دولـت مـوقـت بـعدی بـدھـد. پـس دائـما بـرای حـمایت از انـقلاب و جـمع قـدرتی کھ واسـطھ انـتقال آن خـواھـد بـود بـا میدان وھـمھ بـخشھای دیگر جـامـعھ، در تـعاملی دو طـرفـھ اسـت و مـورد اعـتماد آنـان قـرار دارد( رابـطھ بـا پـارادایم
سلبی).
٢ :چـون در نـھایت، ھـم در انـتخاب دولـت مـوقـت و ھـم درتثبیت آن نقشی تعیین کننده خـواھـد داشـت، بـھ پـارادایم ایجابی، کھ سـاخـتنمملکت و دمـوکراسی اسـت وصـل بـوده و قـدرت را از انـقلاب گـرفـتھ و بـھ آن دولـت تـحویل خـواھـد داد( رابـطھ بـا پـارادایم ایجابی).
٣ :دولـت مـوقـت اغـلب از چـند شخصیت ملی مـوجـھ و افـرادی کارشـناس و مـتخصص کاردان تشکیل میشود و تـعدادش کمی بیشتر از تـعداد وزارتـخانـھھـای لازم بـرای دوره مـوقـت خـواھـد بـود. این تـعداد محـدود، عـملا نمی تـوانـد ھـمھ سـمبلھای مـورد وثـوق اجـتماع متکثر ایرانی را، از زنـان و جـوانـان و نـمایندگـان اتنیک وسـلبریتیھـای مـحبوب و شخصیتھای مـوجـھ و دارای طـرفـدار اجـتماعی و روئـسای احـزاب گـونـاگـون ومتخصصین مـختلف و اھـالی سینما و ورزش و فـرھـنگ و فـعالین محیط زیست و حـقوق بشـر و... را در خـود داشـتھ بـاشـد. این کمبود تـعداد، احـتمال عـدم پـذیرش و در صـورت پـذیرش ابـتدایی نیز، پـس زده شـدن ازسـوی بـخشھای گوناگون جامعھ را کھ نماینده سمبلیک خود را در آن نبینند، افزایش میدھد.

۴ :بـرای رفـع این مشکل، شـورای انـتقال قـدرت، میتوانـد تـعدادش بـنابـر ضـرورت تعیین شـود و جـمعی مـثلا در حـدود و یا بیش از دویست نـفر را نیز شـامـل شـود. کھ عـلاوه بـر تـرکیب فـوق، جـایگاھـھای خـالی را بـرای زنـدانیان سیاسی بـرجسـتھ دربـند و افـراد و قھرمانان نوظھور ولی مورد توجھ بخشھایی از مردم باز بگذارد تا در آینده بھ آن اضافھ شوند.

۵ :این شـورا چـون خـواسـتار قـدرت بـرای خـود نیست و داعیھ اداره انـقلاب و مملکت را از بـالا و بـا ادعـای رھـبری نـدارد، آسـانـتر پذیرفتھ میشود و امکان ارتباط دو سویھ با جامعھ ونخبگان را میتواند راحت ترشکل دھد.

۶ :یک ھیات اجـرایی انـتخابی و کارگـروھـھای مـختلف بـا طـراحی خـود اعـضای شـورای انـتقال قـدرت، کارھـای اجـرایی را تنظیم و بـھ پیش خـواھـد بـرد. این ھیات اجـرایی پـاسـخگو بـھ بقیھ اعـضای شـورا و جـامـعھ بـوده و قـابـل تکمیل و اصـلاح وتغییر اسـت. بـنابـراین
کثرت تعداد اعضای شورای انتقال قدرت عملا مانعی برای پیشبرد سریع کارھا نخواھد بود.

پیشنھاد روند شکل گیری وبوجود آمدن شورای انتقال قدرت
١ :مرحلھ گفتمان سازی وتبلیغات
٢ :مرحلھ تعیین ھیات موسس وتدوین اسناد تاسیسی لازم بصورت پیشنھادی
٣ :مرحلھ تشکیل شورای انتقال قدرت و اولین مجمع عمومی
۴ :مرحلھ تشکیل وانتخاب ھیات اجرایی
۵ :مرحلھ معرفی بھ مردم ایران و جھان و تبلیغات رسانھ ای
۶ :تکمیل شورای انتقال قدرت از طریق تشکیل کارگروھھای لازم
٧ :آغاز بکار
مرحلھ ١ :گفتمان سازی وتبلیغات
در این مـرحـلھ بـا انـتشار علنی این طـرح، الـبتھ پـس از تکمیل و اصـلاح آن وھمچنین انـجام مـصاحـبھھـا ونـگارش مـقالات مـتعدد و تشکیل جـلسات بـحث و گـفتگو، کوشـش میشود کھ لـزوم ایجاد این شـورا و چـگونگی تشکیل آن و مـزایایش نسـبت بـھ طـرحـھای مـشابـھ دیگر تـوضیح داده شـده و بـھ بـحث عـمومی گـذاشـتھ شـود وضـمن جـا افـتادن اصـل طـرح بـا بھـره بـرداری از تـضارب آرا و اسـتفاده از انـتقادات و نـظرات تکمیلی دیگران، بـھ غـنای بیشتری دسـت یابـد. حـضور رسـانـھای تـوضیح دھـندگـان و مـنتقدین بـاعـث مـعروفیت آن شـده و شـبکھھـای اجـتماعی آنـرا بـھ میان مـردم میبرنـد. بـاید سعی شـود در این مـرحـلھ فـعالین داخـل کشور نیز بـھ این بـحثھـا بپیونـدنـد و حتی تـقاضـای ایجاد این شـورا را بـھ زبـان وقـلم آورنـد. پیشنھاد مـن از لـحاظ زمـانی بـرای این مـرحـلھ یک مـاه از
آغاز عمومی کردن طرح است.

مرحلھ ٢ :ھیات موسس
پیشنھاد مـن یک ھیات مـوسـس ھـفت نـفره و یا یازده نـفره، از بین افـراد کاردان، بـاسـابـقھ و خـوشـنام اسـت. ھیات مـوسـس وظیفھ دارد: ١ :ابـتدا بـا مـعروفـترین و اثـرگـذارتـرین شخصیتھا کھ دارای بـالاتـرین وجـھھ اجـتماعی میباشـند، وارد گـفتگو شـده و تـوافـق اغـلب انـھا را برای قبول مسوولیت در شورای انتقال جلب نماید.

٢ :لیستی شـامـل زنـان، جـوانـان، چھـرهھـای خـوشـنام ، زنـدانیان سیاسی، سـلبریتیھـای پشـتیبان انـقلاب ، مـسوولین احـزاب اتنیک و شخصیتھای صـاحـب نـام آنـان، مـسوولین احـزاب بـاسـابـقھ و یا مـوثـر و بـرخی افـراد آنـان ، نـمایندگـان کارگـران ، صـنعتگران و صـاحـبان صـنایع ، تـجار، کسبھ، فـعالین حـقوق بشـر و محیط زیست وجـامـعھ ال بیجی تی و ورزشکاران و سینماگـران و ھـنرمـندان و فیلم سـازان و ھـنرپیشگان و نـویسندگـان و اسـاتید دانـشگاه و مـعلمان وکشاورزان وپـزشکان و پـرسـتاران و وکلا و اسـاتید حـقوق و بـازنشسـتگان و ... تھیھ کنند و پـس از تـوافـق بـر روی اشـخاص اقـدام بـھ دعـوت آنـان نـمایند. پیشنھاد مـن بـرای انـجام این وظـایف حداکثر یک ماه است و این کار میتواند بھ موازات قسمت اول و در خلال آن انجام شود.
مرحلھ ٣ :تشکیل شورای انتقال قدرت ١ (این اشـخاص در یک جـلسھ دیجیتالی بـھ ریاسـت یکی از اعـضای ھیات مـوسـس حـضور می یابـند. در جـلسھ اول ابـتدا، ھیات رئیسھ موقت برای اداره نشستھای دیجیتالی و کمیسیون یا کمیسیونھایی برای بررسی ونھایی کردن اسناد تشکیل میشود.
مرحلھ ۴ :تشکیل وانتخاب ھیات اجرایی
٢ (در جـلسھ دوم بـھ تـصویب اسـناد و تعیین ھیات اجـرایی ھـفت و یا یازده نـفره( پیشنھاد مـن) میپردازنـد. بـازه زمـانی بـرای این کارھا یک ماه میباشد.
مرحلھ ۵ :معرفی بھ مردم ایران و جھان و تبلیغات رسانھ ای

٣ (پـس از انـتخاب ھیات اجـرائی طی مـراسمی بـا حـضور رسـانـھ ھـای ایرانی و خـارجی، شـورای انـتقال قـدرت بـوسیلھ ھیات اجرایی خود، بھ جامعھ ایران و جھان معرفی خواھد شد.
۴ (در جـلسھ سـوم بـجای ھیات مـدیره مـوقـت، ھیات اجـرایی مـنتخب اداره جـلسھ را بعھـده داشـتھ وآئین نـامـھ اجـرایی و شـرح وظـایف و نحوه پاسخگویی خود را بھ بحث و تصویب اعضای شورا میگذارد. مرحلھ ۶ :تکمیل شورا از طریق تشکیل کارگروھھای لازم
۵ (در ھـمان جـلسھ و یا جـلسات بـعد، کارگـروھـھای لازم و سـازوکار و وظـایف و اختیارات آنـان از سـوی ھیات اجـرائی پیشنھاد و بھ بحث و رای عموم گذاشتھ و تشکیل میشوند.
۶ (جلسات با شرکت اکثریت ساده افراد رسمی خواھد بود.
٧ (عدم حضور اعضای شورا بدون اطلاع رسمی، اگر تکرارشود، میتواند دلیل انفصال انان از شورا تلقی شود.
٨ (خلاصھ گزارش جلسات و مصوبات آن، از طریق رسانھھا باطلاع عموم خواھد رسید.
8
٩ (ھیات مـوسـس، درآخـرین جـلسھ انـحلال خـود را اعـلام خـواھـد نـمود. بـدیھی اسـت کھ افـراد آن ھـر کدام بـصورت فـردی میتوانـند
عضو شورای انتقال قدرت بمانند این مراحل نیز بھ پیشنھاد من حداکثر یک ماه وقت لازم خواھد داشت.
مرحلھ ٧ :آغاز بکار شورای انتقال قدرت
١٠ (شـورای انـتقال قـدرت بـا یک کنفرانـس مـطبوعـاتی ایرانی و بین المللی کار خـود را بـا مـعرفی ھیات اجـرائی خـود و اھـداف و مسوولیتھا ، بطور رسمی شروع خواھد نمود.
١١ (پـس از پیشرفـت کارھـا و در نـزدیکی سـقوط قـابـل تـایید و مـلاحـظھ رژیم، دولـت مـوقـت مـرکب از شخصیتھای سیاسی بـانـفوذ، کاردان، خـوشـنام و متخصصین گـونـاگـون، بـا ھمفکری و رایزنی بـا مـبارزتـرین افـراد و شـرکت آنـان، در جـلسھ شـورای انـتقال قـدرت، بـوسیلھ شـورای انـتقال قـدرت پیشنھاد و در صـورت انعکاس مـثبت در جـامـعھ، بـھ مـردم ایران و جـھان مـعرفی و تثبیت
خواھد شد.
١٢ (اعـضای دولـت مـوقـت میتوانـند از اعـضای درون شـورای انـتقال قـدرت و یا از افـراد خـارج از آن انـتخاب شـونـد. پـس از تشکیل دولـت مـوقـت، شـورای انـتقال قـدرت خـود نسـبت بـھ چـگونگی ادامـھ مـامـوریت خـود و یا اتـمام آن تصمیم خـواھـدگـرفـت. این تصمیم بـا دوسـوم آرا اعـضای حـاضـر در جـلسھ رای گیری، رسمیت اجـرایی خـواھـد یافـت. تشکیل دولـت مـوقـت در زمـان مـناسـب، آن ھـم بـا مـعرفی شـورای انـتقال قـدرت از احـتمال عـدم تـوفیق آن درتثبیت خـود میکاھـد. ھمچنین انـتخاب و مـعرفی و تثبیت آن بـوسیلھ شـورای انـتقال قـدرت بـا فـرض این کھ این شـورا در عـرض مـدت کار خـود مـورد اعـتماد و وثـوق عـامـھ مـردم قـرار گـرفـتھ و امـتحان خـوبی از امـانـت، کاردانی و لیاقـت خـود داده بـاشـد، کار اعـتماد بـھ دولـت مـوقـت و کسب پشـتیبانی جـامـعھ از آن و تثبیت آن را بـمراتـب آسـانـتر از معرفی دولت موقت بوسیلھ اعضای خود بھ جامعھ خواھد نمود.

یادآوری لازم
این طـرح صـرفـا پیشنھادی اسـت کھ روزھـا و سـاعـتھا بـر روی آن کار شـده و بـدیھی اسـت کھ ھـمھ چیز آن میتوانـد مـورد نـقد،
اصلاح، تکمیل و تایید قرار گیرد و پختھ تر و کامل تر شود.
پایان طرح و آغاز بحث و تایید و نقد
حسن شریعتمداری
شنبھ ٢٨ نوامبر ٢٠٢٢ برابر با پنجم آذرماه ١ 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 260897] [تاريخ انتشار: دوم بهمن ۱۴۰۱ برابر با بيست و دوم ژانويه ۲۰۲۳] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ چهارم بهمن ۱۴۰۱ برابر با بيست و چهارم ژانويه ۲۰۲۳ ، 18:22:56 توسط حجت
با خواندن این اطلاعیه مهمترین سوال اینست که 1)چه کسانی و با چه ملاحظاتی این شورا را بوجود آورده اند؟ 2) اقای حسن شریعتمداری بچه مناسبت و دلیل در این شورا ریاست دارد؟ اگر ایشان با حضور و یا نمایندگی شخصیتی مانند رضا پهلوی مخالفت میکند: چگونه خددش را بعلت فرزند بودن یک آیت الله مجاز میدهد که در این شورا باشد؟ آیا کسی به ایشان نمایندگی داده که چنین مقام دبیرکلی را اشغال کند؟ آیا لیاقت ایشان از رضا پهلوی برای این مقام بیشتر است؟ اا آقای شریعتمداری از مردم برای اینکار اجازه گرفته است؟ (مانند اقای رضا پهلوی که حداقل حدود سیصد هزار نفر باو وکالت داده اند) ایشان اعتبار خود را به مرحوم پدرش وابسته میداند و در مصاحبه انتصاب رضا پهلوی را به پدرش مورد سوال قرار میدهد. البته پرونده رضا پهلوی بسیار روشن و پاک است زیرا با افراد کمونیست همکاری نداشته است اما شما چطور؟ حسن شریعتمداری برای خودش از اعتبار مرحوم پدرش سودجوئی میکند و اجازه نمیدهد اقای رضا پهلوی از اقبال مردم به شاهنشاه آریا مهر استفاده کند: چرا؟ خدائی که حسن شریعتمداری به اعتقاد باو تظاهر میکندآنقدر منصف است که اورا رسوانماید
نوشته شده در تاريخ چهارم بهمن ۱۴۰۱ برابر با بيست و چهارم ژانويه ۲۰۲۳ ، 18:04:43 توسط زنده باد آزادی
مشارکت تمام احزاب و سازمانهای های سیاسی ایرانی از تمام طیفهای سیاسی در قالب یک تشکیلات واحد ( پارلمانتاریزم) که بتواند از طریق شبکه اینترنت هم قابل اجرا باشد پیشنهاد میشود . در تاریخ دمکراسی خواهی جهان کشورهای متمدن تنها از طریق مبارزات احزاب سیاسی علیه دیکتاتوریها به استقرار آزادی و دمکراسی دستیافته اند.
نوشته شده در تاريخ دوم بهمن ۱۴۰۱ برابر با بيست و دوم ژانويه ۲۰۲۳ ، 20:29:29 توسط پروانه
از بچه آخوند و بچه شاه، فقط مفت خوری در میاد. منتظرند تا تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد بکام کاسه لیسشان. ولی این دفعه را کور خواندید. نه سلطنت نه رهبری. لعنت به هر چی مفتخور. چه بچه ملا, چه بچه اعلازردک.
نوشته شده در تاريخ دوم بهمن ۱۴۰۱ برابر با بيست و دوم ژانويه ۲۰۲۳ ، 18:59:38 توسط جمال از تهران
شاید عمه من هم بتواند شرایط بعد از فروپاشی را تبیین کند و دولت موقت تشکیل دهد. رضا پهلوی و شریعتمداری از آنجایی که هیچ دخالتی در میدان مبارزه ندارند خود را فقط به دولت بعد از گذار دلخوش میکنند. گویی پا برهنه وارد مسجد میشوند که همه به افتخارشان بلند شوند و آنان را بطرف منبر هدایت کنند. طرحی انقلابی به چگونگی برگشتن کفه ترازو در میدان مبارزه به نفع گذار بفرمایید که خیلی ضروری است و از عهده عمه بنده خارج است!