انقلاب یا کودتا؟ مسئله این است! -  امید حبیبی نیا 

انقلاب یا کودتا؟ مسئله این است!
امید حبیبی نیا         omidha@gmail.com
 
 
نزدیک به یک ماه از شعبده بازی جناح غالب جمهوری اسلامی در تغییر نتایج آرا و دست زدن به شبه کودتایی برای خاموش کردن هر صدایی گذشته است و در این مدت از پس میدان های نبرد رگبار گلوله ، آتش و خون گویی بخش مهمی از جوانان دریافته اند که هشدار بسیاری از روشنفکران و نیروهای مترقی مبنی بر بی فایده بودن دل بستن به رفرم در درون رژیمی که از پایه بر مبنای بیداد و وحشت استوار است و اصلاح ناپذیری آن تا چه حد با واقعیت جاری در کوچه و خیابان این کشور همساز بوده است.
در این میان مدعیان اصلاح طلبی و حامیان خارج نشین آن که در شب 22 خرداد ماه و به دنبال اعلام نتایج از پیش تعیین شده دچار گیجی مزمن، ضربه مغزی و آلزایمر حاد شده بودند نیز در عمل حتی پس از چند روز که به خود آمدند و دل بستن به بازی بی مشتری "چانه زنی از بالا" با کیش و مات رهبری نظام مواجه و کنج خانه خود زانوی غم به بغل به فرستادن پیام و نیش و کنایه ای دل خوش کردند.
اما مردم کاری کردند کارستان، فردای روزی که رهبر جمهوری اسلامی کف بر دهان و اشک تمساح بر گوشه چشم هشدار داد که نصیب تظاهرکنندگان از این پس با فتوا و مجوز خود وی گلوله خواهد بود، صدها هزار نفر از مردم تهران بی اعتناء به بازی های دو کاندیدای مغلوب به خیابان آمدند، جنگیدند، زخمی شدند و جان باختند تا تاریخ را ورق بزنند.
در عوض طرفداران موسوی حتی شایعه حضور وی در حاشیه این تظاهرات را هم رسما تکذیب کردند و دست به دامان همان نهادهای منصوب رهبری شدند که این شبه کودتا را سازمان داده بودند و از وزارت کشور همان دولت نظامی و پلیسی درخواست برگزاری تجمع کردند.
جناح احمدی نژاد- خامنه ای در درون حکومت این بار با ترفند تازه ای به میدان آمده بود تا فاتحه اصلاحات و اصلاح طلبان را بخواند، آنها را به مرگ سیاسی تهدید کرد تا به تب یعنی کنار رفتن از صحنه سیاسی کشور راضی شوند.
مجمع روحانیون مبارز پس از عدم توفیق در رایزنی و حتی جلب مساعد بیش از سه مرجع تقلید برای زیر فشار گذاشتن خامنه ای و به ویژه پس از تشکر مزورانه رفسنجانی از اقدامات داهیانه خامنه ای، پس از نمایش مزخرف بازشماری آراء و خرده فرمایشات آخوندهای شورای نگهبان که منجر به تایید سلامت انتخابات شد، در پیامی ملت را به آرامش دعوت کرد تا در این ترفند بیش از این متضرر نشود و حال که دست از لحاف ملا شسته است حداقل بازیکن هایش را که به گروگان رفته اند پس بگیرد.
به دنبال مجمع روحانیون، موسوی در پیامی مشابه ضمن دعوت مردم به آرامش به آنها هشدار داد که فریب شعارهای ساختارشکنانه را نخورند و خواسته ای بیشتر از " تجدید انتخابات" مطرح نکنند.
وی حتی برای باقی ماندن در صحنه سیاست و بدنه اجرایی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی و حفظ مشاغل انتصابی خود در مجمع تشخیص مصلحت، فرهنگستان هنر و غیره تاکید کرد که دعوای ما یک "دعوای خانوادگی" است و نباید غیرخودی ها را وارد آن کرد.
مهدی کروبی دیگر کاندیدای مغلوب نیز در بیانیه ای از مردم طلب آرامش کرد و خواست تا مردم به خانه های خود بازگردند. اما شیخ اصلاحات آن قدر ساده دل بود که با صراحت غفلت خود از هشدار روشنفکران مبنی بر بی فایده بودن بودن دل بستن به "انتخابات" و تن دادن جناح حاکم به نتایج آن را سرزنش بار بخواند.
اما مردمی که در خیزش سی خرداد ماه دست از جان شسته در برابر سپاه، گارد، بسیج و انواع نیروهای امنیتی به میدان آمدند فراگرفتند که آنچه در صحنه خیابان به کف می آید هرگز در بازی های سیاسی تاریخ مصرف گذشته به دست نخواهد آمد.
خیزش اعتراضی خرداد ماه اما مشخصه هایی خاص خود را دارد که می توان به برخی از مهم ترین آنها اشاره کرد:
-         طبقه متوسط که تاکنون نقش مهمی در مبارزه ها و سازماندهی جنبش اعتراضی ایفاء کرده است یک گام تا عقب نشینی و یک گام تا انقلاب فاصله دارد؛ جهت این گام را موفقیت یا شکست این طبقه برای همراه سازی بخش های مترقی تر بورژوازی و طبقات فرودست تعیین خواهد کرد.
-         نقشه دیوانه وار احمدی نژاد- خامنه ای برای راه اندازی نمایش غافلگیر کننده انتخابات، تنها هنگامی نقش برآب خواهد شد که پیش بینی های آنها برای خفه کردن همه صداهای اعتراض و از میدان خارج کردن جناح رقیب غلط از آب دربیاید، به این ترتیب هر بخش از ساز مخالف ریسک ادامه جنون را افزایش خواهد داد و به تنش سیاسی درون جامعه که این بار سرنوشت ش نه در پشت درهای بسته که در میدان خیابان تعیین خواهد شد تا آخرین حد خود خواهد افزود در این صورت خامنه ای هم درست هنگامی صدای انقلاب را خواهد شنید که قربانی کردن شرکایش سودی برایش نخواهد داشت.
-         خارج کردن ابتکار عمل از میدان سیاست بازی مبتذل دو جناح از سوی مردم می تواند هر دو جناح و ماشین سرکوب آن را گیج و آشفته کند و به افزایش حدت جنبش بینجامد.
-         ماشین سرکوب رژیم، ماشینی ست متکی بر نیروهای انسانی که به سرعت درهم می شکند. ادامه تظاهرات، اعتصابات و اعتراضات و ابتکارات جدید، توان این ماشین با همه وسعت و صبعیت ش را درهم خواهد شکست و پس از مدتی شاهد ریزش و طمرد نیروهای آن خواهیم بود، زیرا در حالی که مردم همه جا از یکدیگر پشتیبانی می کنند پلیس و نیروهای نظامی رژیم روزها در خیابان با خستگی جسمانی و درهم ریختگی شدید روانی باقی می ماند که به مرور از انگیزه و توان آنها برای مقابله با همه مردم خواهد کاست و رفتار انسانی و تحسین آمیز جوانان برومند ایرانی با آنان نیز سرعت این ریزش را افزایش خواهد داد.
-         ریسکی که جناح غالب به آن دست زده است مانند یک بازی باخت- باخت می ماند اگر بتواند نزدیک به چهل میلیون جوان ایرانی را سرکوب کند، مبارزه رو به زیرزمینی شدن خواهد رفت و دیر یا زود این نسل که طعم گلوله، خون و باروت را در خیابان چشیده و ترسش از رگبار مسلسل ریخته است پایه هایش را ویران خواهد ساخت و اگر تظاهرات صدها هزار نفری و یا پراکنده با ابتکارات مردمی ادامه یابد و به ورود همه نیروهای سیاسی و طبقات اجتماعی و سرانجام اعتصاب سیاسی عمومی ختم شود، فاتحه حکومت خود را پیش از موعد خوانده است.
-         طبقات فرودست هنگامی وارد کارزار خواهند شد که دریابند جایی برای مطالبات رادیکال خود خواهند یافت، بورژوازی مترقی تر نیز زمانی خود را رو در روی شاخ گاو رژیم قرار خواهد داد که بداند به سرعت به پیروزی خواهد رسید و از پس این پیروزی منافع اقتصادی و سیاسی بیشتری نصیبش خواهد شد. بنابراین طبقه متوسط چاره ای ندارد جز آنکه در خیابان باقی بماند.
-         نیروهای رادیکال و آگاه تر بدنه طبقه متوسط شهری یا باید خود بار سازماندهی و پیشرویی جنبش اعتراضی و جهش به سوی انقلاب ترقی خواهانه را برعهده بگیرد یا منتظر نجات دهنده ای چون سال 57 باقی بماند. اگر تجربه خمینی در سال 57 چیزی جز فلاکت و مصیبت دهشتناک سی ساله برای مردم به ارمغان نیاورد پس منتظر ظهور ناجی دیگری ماندن نیز عاقلانه نخواهد بود.
-         به نظر می رسد که نیروهای مترقی باید از همین ابتدا تکلیف خود را با واپس گرایان، مذهبیون و معترضان فصلی و اتفاقی روشن کنند و فریب گول انقلاب 57 را نخورند که روحانیون موج سوار وعده وحدت کلمه برای حذف اولین دشمن پیش رو یعنی شاه را می دادند و در عوض در خفا مشغول توطئه برای حذف همه دیگران بودند.
-         آگاهی بخشی، غنای تئوریک و پاسخ گویی به عمله های هر دو جناح رژیم در داخل و خارج از کشور از وظایفی ست که نیروهای مترقی باید آن را جدی تر بگیرند و از هر چالش تازه برای کسب فرصت تازه ای جهت تبلیغ ایده های آلترناتیو بهره بگیرند و سطحی نگری، ناجی خواهی، نا پیگیری و ابتذال بدنه اصلی خرده بورژوازی میانه رو را مهار کنند.
با این حال این خیزش و جنبش اعتراضی هنوز در حد اعتراضی که روز به روز قهرآمیزتر و رادیکال تر می شود باقی مانده است و به گمان من هنوز چند گامی با انقلاب فاصله دارد همان قدر که ممکن است با پذیرش کودتا و سکوت موقت فاصله داشته باشد، اما آن چه روشن است سرفصل مهمی در مبارزه برای دمکراسی و گذرگاهی تاریخی برای آخرین نبردها در برابر ما گشود.
مارکس در هجدهم برومر لوئی بناپارت به خوبی نشان می دهد که چگونه بورژوازی می کوشد تا هر تغییر و هر نیروی مولد تغییری را با خود همساز سازد و در شرایط بحرانی پیکارهای بی نقشه، دعوت به آرامش، موعظه های نئشه آور و سرانجام قهرمان سازی پوشالی بخشی از بازی رفرمیست ها در هنگامه عمل است.
رفرمیست ها بنا به ذات خود تنها  درحکم چرخ پنجم ارابه جامعه رو به پیشرفت هستند که در اغلب موارد نبودشان بهتر از بودن شان است.
واقعیت عینی آن است که از پس سی خرداد 1388، دوران امید به رفرم خاتمه یافت و تنها تسکین دهنده سران وحشت زده رژیم فقدان نیروهای انقلابی و مترقی حاضر در صحنه و سطح پایین آگاهی های عمومی در اثر دهها سال خفقان و سانسور است اما "شرایط انقلابی" که اینک ما در آن قرار گرفته ایم زاینده و خلاق است پس امکان سربرآوردن آلترناتیوی از دورن همین خیابان ها که میدان نبرد نهایی ست و از دورن کارخانه ها، دانشگاه ها و موسسات مختلف هست، آلترناتیوی که بتواند همه خصائص ترقی خواهانه طبقات مختلف مردم را نمایندگی کند.
بسیاری براین باورند که اکنون راهی که همه ما که در میان خیابان ایستاده ایم و اسلحه به دست های جمهوری اسلامی در پیش گرفته ایم راهی بی بازگشت است که به زودی به یک نبرد تمام عیار ختم خواهد شد، نبردی که دفتر تازه ای از تاریخ ایران خواهد گشود.
 

[کد مطلب: 3468] [تاريخ انتشار: هفدهم تير ۱۳۸۸ برابر با هشتم ژوئيه ۲۰۰۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ پانزدهم امرداد ۱۳۸۸ برابر با ششم اوت ۲۰۰۹ ، 20:51:06 توسط حسین علوی
مقاله بسیار خواندنی و روشنگری بود، آقای حبیبی نیا در چند ماه اخیر با تحلیل های خود نشان داده اند که به خوبی به ماهیت حرکت های اجتماعی و جنگ قدرت در جمهوری اسلامی آگاه هستند و در مقام یک پژوهشگر و روزنامه نگار به خوبی از پس تبیین تئوریک شرایط روز برآمده اند از آنجا که جو مسموم طرفداران اصلاح طلب ها این روزها گوش ها را کر کرده چنین تحلیل هایی به خوبی می تواند برای مبارزان داخل و خارج از کشور قابل تامل و بحث باشد.
نوشته شده در تاريخ بيستم تير ۱۳۸۸ برابر با يازدهم ژوئيه ۲۰۰۹ ، 04:27:23 توسط زویا
این ازریابی به خاطر نداشتن آمار دقیق از خواست شرکت کنندگان در تظاهرات هفته های اخیر، و بحشا تحریف از واقعیات، فاقد ارزش علمی است.
نوشته شده در تاريخ نوزدهم تير ۱۳۸۸ برابر با دهم ژوئيه ۲۰۰۹ ، 10:43:24 توسط مجید
تحلیل پخته و زیبائی بود. همچنین توجه شما را جلب میکنم به مقاله زیبای اسماعیل نوری علا در جمعه گردیهای این هفته در سایت خودش و گویا با ایمان به پیروزی مردم
نوشته شده در تاريخ نوزدهم تير ۱۳۸۸ برابر با دهم ژوئيه ۲۰۰۹ ، 05:56:06 توسط گوشه
برای ارزیابی یک جنبش در زمان فعلی دسترسی به اطلاعات اجتماعی درست و دخیل نکرد ائدولوژی و مذهب و سنت الزامی است. در غیر این صورت ارزیابی دچار توهمات و کج اندیشی میشود.که ایشالله دوست نویسنده در نوشتن این مقاله به آنها توجه کرده است.
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: