روزگاران تلخ و شیرین دو باشگاه تاج و شاهین. (م. گئومات)

بخش اول- باشگاه تاج/استقلال.
تاريخ تمام جوامع موجود، تاريخ مبارزات طبقاتي بوده است كه آزاده و برده، پاترسين و پليبن، ارباب و سرف، استاد كارگاه و پيشه ور و روزمزد، در يك كلام، ستمگر و ستمديده با يكديگر ستيزي هميشگي داشته و به پيكاري بي وقفه، گاه نهان و گاه آشكار دست يازيده اند؛ پيكاري كه هر بار منجر به نوسازي انقلابي كل جامعه يا نابودي همزمان طبقات در حال پيكار شده است.(كارل هنريش ماركس)
در عنوان این مقاله به جای نام باشگاه استقلال از نام تاج استفاده کرده ام. ازیرا که حکومت اسلامی ایران به جز مصادره و تغییر نام این باشگاه و در پی آن تخریب فیزیکی و معنوی تمامی آن تشکیلات منظم و تأسیسات ورزشی در خور توجهی که دامنه آن از سراسر ایران تا کشور ترکیه و قطر نیز کشیده شده بود، هنر دیگری در بهسازی، ترقی و پیشرفت این باشگاه قدیمی و پر طرفدار انجام نداده است.
متآسفانه بازیکنان نامدار بازمانده عضو دو تیم تاریخی تاج و شاهین مانند حمید جاسمیان، همایون بهزادی، ناظم گنجاپور، جعفر اشرف کاشانی، رضا وطنخواه و ... محمود بیاتی، پرویز کوزه کُنانی، بیوک جدیکار و ... که خوشبختانه همگی در قید حیات هستند، هیچ کدام نخواسته و یا مُجاز نبوده اند که واقعیت آنچه را که در آن سالها رخ داده است را به روشنی هر چه تمامتر بازگو نموده و به نسل امروز فوتبالدوستان منتقل نمایند. در حالیکه هرکدام از آنها می توانند به صورت جداگانه خاطرات خود را در مورد باشگاهشان و فوتیال ایران نوشته و در اختیار یک نویسنده پیشکسوت ورزشی-فوتبالی بی طرف قرار بدهند تا او بتواند آن نوشته ها را به صورت تاریخچه ای مستند تنظیم نموده و منتشر نماید. در این تردیدی وجود ندارد که هر یک از این بازیکنان و پیشکسوتان دیگر تیم های ریشه دار موجود و یا منحل شده مانند شعاع، دارایی، آتش نشانی، عقاب، تهرانجوان و ...، علاوه بر خاطرات تلخ و شیرین از روزگاران بازیگریشان، عکس های باارزش بسیاری نیزاز تیم خود را اختیار دارند. آیا زمان آن فرا نرسیده است که این بازیکنان پیشکسوت برای ادای دینی که تاریخ فوتبال ایران و هواداران خونگرم آن بر گردن آنها دارند، گِرد هم جمع شوند و دست به عملی نمودن این پیشنهاد یعنی تنظیم و انتشار تاریخ شفاهی فوتبال ایران، بزنند؟
من خود به عنوان یکی از فوتبالیست های قدیمی باشگاه شاهین، مدارک، عکس ها و بریده های مجلات ورزشی (ابتدا کیهان ورزشی و سپس دنیای ورزش) و بریده صفحات ورزشی نشریات یومیه بسیاری را در اختیار داشتم که می توانست روشنگر بسیاری از ابهامات تاریخچه دو باشگاه تاج وشاهین تهران و در کل، فوتبال ایران در پیش از انقلاب باشد، اما در کمال تأسف جنگ خانمان برانداز باعث شد که خانه و شهرِ زادگاه من و تمامی آن مدارک و تصاویر با ارزش و خاطره انگیز از میان برود که البته در قیاس با جان و تندرستی هزاران جوان وطنپرست و با ایمان ایران که قربانی جاه طلبی ها و مطامع رهبران کشور خود شدند، بی نهایت ناچیز و بی ارزش قلمداد می گردد.
در ایران جمهوری اسلامی نام و بعضاً تصاویر ورزشکارانی که پیش از انقلاب در صحنه های داخلی و بین المللی برای کشور ایران افتخاراتی کسب نموده بودند اما پس از انقلاب هوادار و یا عضو گروهای سیاسی مخالف رژیم شده اند، مانند دکتر مصطفی عرب کایپتان تیم ملی فوتبال ایران، مسیح مسیح نیا و مرحوم حبیب خبیری (اعدام گردید) مدافعان تیم ملی فوتبال، اسکندر مسلم فیلابی قهرمان کشتی و بسیاری دیگر را از تاریخچه ورزش ایران حذف نموده اند. اما نمی دانم زعمای ورزش ایران قضیه "کلاه آقای کلمنتیس" را شنیده اند یاخیر؟
حکایت "کلاه کلمنتیس" در چکسلواکی را میلان کوندرا در داستانی به همین نام نوشته است.( میلان کوندرا، کلاه کلمنتس، ترجمه احمد میرعلایی) در سال ۱۹۴۸ کلمنت کوتوالد، رهبر حزب کمونیست چکسلواکی در یک هوای بسیار سرد مشغول سخنرانی بوده است که کلمنتس، وزیر امور خارجۀ وقت آن کشور، به جهت حفظ احترام، دلسوزی و یا چاپلوسی کلاه پوست خود را بر سر او می گذارد! تصویر این صحنه در روزنامه ها و کتابها چاپ می گردد. چند سال بعد کلمنتس بینوا به جرم خیانت اعدام می شود. همه آثار او از تاریخ حذف شده و حتی تصویر او از آن عکسی که در آن روز برفی، کلاه خود را بر سر رهبر می گذارد، نیز محو می گردد . آری! کلمنتس را حذف می کنند، بی توجه به آنکه در همان عکس تاریخی، کلاه او همچنان بر سرکوتوالد رئیس وقت حزب کمونیست چکسواکی باقی مانده است.
باری! در روز چهارم مهر ماه 1390، باشگاه تاج (استقلال) تهران شصت و شش سالگی خود را جشن گرفت. این باشگاه با نام اولیه "باشگاه دوچرخه سواران" در تاریخ چهارم مهر ماه سال 1324 توسط سروان پرویز خسروانی(1)  که خود یکی از قهرمانان رشته دوچرخه سواری بود، به همراه چند تن دیگر ازنظامیان ورزشکار از جمله محمد خاتم(2) و حسین سرودی(3) در دفتری در خیابان فردوسی تهران، تأسیس گردید. در حدود پنج ماه بعد یعنی در اسفند ماه همان سال تیم فوتبال باشگاه دوچرخه سواران نیزاز ادغام دو تیم نادر به سرپرستی محمد جاودان و تیم شهاب به سرپرستی پرویز عمواوغلی تشکیل گردید.
نخستین مسابقه تیم فوتبال نوبنیادِ باشگاه دوچرخه سواران در آخرین روز فروردین ماه سال 1325 در برابر تیم گیو بندرانزلی در ورزشگاه امجدیه تهران برگزار گردید که این تیم توانست با نتیجه یک بر صفر بر گیو بندرپهلوی پیروز شود. در سال 1325 مسابقات باشگاهی تهران برگزار می شود که سه تیم پرقدرت و آماده آن زمان یعنی سرباز، دوچرخه سواران و شاهین به ترتیب مقام اول تا سوم آن رقابتها را کسب می نمایند. تیم باشگاه دوچرخه سواران، اولین بازی رسمی تاریخ خود را در آذر ماه سال 1325 در هفته اول همین مسابقات در برابرتیم سرباز انجام می دهد که نتیجه را سه بر یک به حریف واگذار می نماید. در ضمن مسابقه میان دو تیم دوچرخه سواران و شاهین که به نوعی می تواند نخستین دربی تاریخ فوتبال کشور ما باشد، یک یر یک مساوی به اتمام می رسد. تیم دوچرخه سواران نخستین عنوان رسمیش را در خرداد ماه سال 1327 با کسب مقام قهرمانی در مسابقات جام حذفی تهران به ثبت رساند.
 باشگاه دوچرخه سواران در فروردین سال 1328 با انتشار یک نشریه اختصاصی، اولین و تنها باشگاه ورزشی ای در تاریخ فوتبال ایران بود که صاحب یک نشربه اختصاصی شد. سردبیری نشریه ورزشی مذکور را در آن زمان آقای صدری میرعمادی به عهده داشت. این نشریه از روز پانزدهم فروردین همان سال که اولین شماره آن انتشار یافت، تا بهمن ماه سال 1357 (حدود سی سال) به طور مرتب به انتشار خود ادامه داد. بهای تکفروشی این نشریه که روزهای دوشنبه منتشر می گردید، پنج ریال بود. در فروردین سال 1328 اولین انتخابات هیأت مدیره باشگاه دوچرخه سواران در دفتر آن باشگاه برگذار گردیده که آقایان دانائی فر، گرائیلی، ملکی، عمو اوغلی و آوادیان به عنوان اعضای آن انتخاب می شوند. از بین آن جمع آقای ناصر ملکی به عنوان مدیر داخلی باشگاه انتخاب می گردد.
طبق برنامه ای از پیش تنظیم شده برای تقویت تیم فوتیال باشگاه دوچرخه سواران، تیم سرباز که تمامی بازیکنانش نظامی بوده و اکثراً عضو تیم ملی فونبال آن زمان، در مهر ماه سال 1328منحل گردیده و کلیه بازیکنان آن تیم به باشگاه دوچرخه سواران می پیوندند.
و سرانجام در بهمن ماه همان سال (1328)، بنا بر پاره ای از ملاحظات سیاسی که در ادامه شرح داده خواهد شد، بنا به توصیه و دخالت سه تن از نظامیان ورزشکار عضو و اداره کننده باشگاه دوچرخه سواران یعنی محمد خاتم، حسین سرودی و خود پرویز خسروانی که هرکدام با دربار ارتباط ویژه خود را داشتند، نام باشگاه دوچرخه سواران به "تاج" تغییر داده می شود. و در پی آن، نشریه ورزشی ارگان آن باشگاه نیر "تاج ورزشی" نام می گیرد.
مدتی بعد جاه طلبی های پرویز خسروانی باعث ایجاد اختلاف میان او با محمد خاتم و حسین سرودی گردیده و در نتیجه آن دوتن از باشگاه تاج جدا شده و رو به همکاری با باشگاه دارائی تهران آوردند که توسط علی اکبر محب در سال 1318 با تغییر نام "باشگاه خورشید" به دارایی، موجودیت پیدا کرده بود. دشمنی سرهنگ حسین سرودی با تیمسار خسروانی تا هنگام انقلاب نیز ادامه داشت. این دو نفر سرانجام دشمنی را رها می کنند و میان آنها، خسروانی ساکن لندن و سرودی ساکن تهران تماس های تلفنی دوستانه ای برقرار می گردد تا سال 1371 که سرهنگ حسین سرودی درمی گذرد. اعضای اصلی باشگاه دارایی از فارغ التحصیلان مدرسه دارائی بودند. این باشگاه نیز یکی دیگر از باشگاه هایی بود که بر حفظ اصول فرهنگی و اخلاقی تأکید بسیاری داشت و در میان مردم از محبوبیت قابل توجهی نیز برخوردار بود. اگر چه هیچگاه به سطح محبوبیت دو باشگاه تاج و شاهین نرسید. در هر صورت چهار تن از رؤسای فدراسیون فوتبال از اعضاء باشگاه داریی تهران بوده اند: حسین مبشر(خرداد 36- شهریور 37 و دوباره آبان 41- دی 45)، ذبیح الله خبیری (شهریور 39 - آبان 40)، حسین سرودی ( (آبان 40 - آبان 41 و دوباره دی 45- بهمن 46) و ناصر نوآموز (فروردین 58 - مهر 59 و دوباره شهریور 68 - تیر 72)
بازیکنان تیم فوتبال دوچرخه سواران در دهه بیست شمسی عبارت بودند از:مرحوم علی دانایی فرد، امیر افشار، نادر افشار، مسعود خسروپناه، عارف قلی زاده، ناصر ملکی، آشوت آودیان، حسن کردستانی، ژرژ مارکاریان، محمدرضا حاتم (کاپیتان)، امیر خلیلی، بیوک جدیکار، فریدون مهدیون، محمود بیاتی(4)، خسرو هورشید، فتح اله مین باشیان(5)، کوتانچیان، حراج چی، پیرو، کارلو، شوقی، مسرورچیان، جاویدان (کاپیتان)، مشوقی، جلالی، صمدیان، منصور، پرویز عمواوغلی، نوری، تفرشی، حریرچی و باباجان. مربیگری این تیم نیز بر عهده مرحوم علی دانایی فرد می بود.
باشگاه تاج تا هنگام بهمن ماه سال 1357، دقیقاً بیست و نُه سال با نام "تاج" سابقه فعالیت ورزشی در رشته های گوناگون را داشت. آرم آن باشگاه نیز تصویر تاج پادشاهی ایران بود که دو حلقه در هر طرف آن قرار داشت.(تصویر زیر)
قبل از انقلاب « سازمان ورزشی و فرهنگی تاج » دارای 5 باشگاه در تهران و 66 باشگاه در شهرستان ها و 2 باشگاه در خارج از کشور ( ترکیه و قطر ) بود.
در زمره تیم های قدرتمند تاج در شهرستانها می توان از تاج اهواز، تاج آبادان و تاج مسجد سلیمان نام برد.
مراکز تشکیلاتی، باشگاه ها، رشته های ورزشی « سازمان ورزشی و فرهنگی تاج » در تهران، قبل از انقلاب به این شرح بوده است:
کاخ مرکزی سازمان در خیابان بهارستان، پارک امین الدوله.  شامل سالن های مختلف برای: وزنه برداری، کشتی، بسکتبال، والیبال، بوکس، پینگ پنگ، سالن سخنرانی،  سینما و کافه تریا.
باشگاه ورزشی « پله » در خیابان نظام آباد، وحیدیه در شرق تهران. مرکب از زمین قانونی فوتبال با سکوهای تماشاگر، استخر قانونی شنا و سالن های متعدد با سکوهای تماشاگر برای انجام ورزش های مختلف.
کلوب « بانوان تاج » ویژه بانوان در خیابان لوس آنجلس، بلوار الیزابت دوم. شامل سالن سر پوشیده برای ورزش های مختلف سالنی، استخر قانونی شنا و همچنین سالن هایی برای آموزش انواع هنرهای دستی و سالن سخنرانی، سینما و کافه تریا.
کلوب « تنیس تاج » در خیابان پهلوی بالاتر از میدان ونک که بزرگترین کلوب تنیس خاورمیانه بود. شامل رستوران مجهر و کافه تریا.
کلوب « رضا پهلوی » در نازی آباد، جنوب تهران. دارای تأسیساتی از قبیل: زمین فوتبال با سکوهای تماشاگر با گنجایش پنج هزار نفر و قابل گسترش تا پانزده هزار نفر، سالن های وزنه برداری، کشتی، بسکتبال، والیبال، بوکس، پینگ پنگ و اردوگاه ورزشی برای پذیرش ٣٠ نفر، مجهز به وسایل پذیرایی.
زمین فوتبال در مهر آباد، غرب تهران که قرار بود باشگاه بزرگی نیز در آنجا تاسیس گردد، اردوگاه استراحتی برای ورزشکاران در جاده چالوس، فروشگاه بزرگ ورزشی ( شماره ۱ ) در خیابان شاهرضا چهارراه کالج، فروشگاه بزرگ ورزشی ( شماره ۲ ) در خیابان بهارستان، پارک امین الدوله و دفتر مجله ورزشی تاج در خیابان بهارستان، پارک امین الدوله
قبل از انقلاب اسلامی « سازمان ورزشی و فرهنگی تاج » در هیجده رشته ورزشی مردان و دوازده رشته ورزشی بانوان فعالیت داشت و در چهارده رشته ورزشی قهرمان باشگاه های ایران بود.
رشته های ورزشی مردان: کشتی آزاد – کشتی فرنگی – کشتی جودو – وزنه برداری – بوکس – پرورش اندام – والیبال – بسکتبال – فوتبال – بدمینتون – دو و میدانی – تنیس – پینگ پونگ – شنا و شیرجه – دوچرخه سواری – شمشیر بازی – کوهنوردی – اسکی – ورزش های رزمی.
رشته های ورزشی بانوان: والیبال، بسکتبال، بدمینتون، دو و میدانی، تنیس، پینگ پونگ،    شنا و شیرجه، دوچرخه سواری، شمشیر بازی، کوهنوردی، اسکی، ورزش های رزمی.
از آنجایی که باشگاه فرهنگی ورزشی تاج خواه ناخواه به عنوان نماد حکومت شاه تلقی می گردید فردای روز انقلاب یعنی 28 بهمن 57، کاخ ورزشی تاج و تمامی اماکن ورزشی آن باشگاه به تصرف کمیته های انقلاب درآمده و ملی اعلام گردید. کلیه فعالیت های ورزشی این باشگاهِ به راستی عظیم، مجهز و مدرن نیز متوقف گردید.
در زمانی که حسین شاه حسینی به عنوان اولین رئیس تربیت بدنی ایران پس از انقلاب منصوب گردید (1357 – 1359)، طی حکمی آقای عنات آتشی را به عنوان سرپرست کاخ ورزشی تاج منصوب نمود. عنایت آتشی نیر کاخ ورزشی تاج را از آقای ابراهیم میرزایی(6) که آن مکان را در اختیار داشت، تحویل می گیرد.
 باشگاه تاج تا سال 1358 نام خود را حفظ نمود. در این سال مسئولین تصمیم می گیرند که اولین دور مسابقات فوتبال پس از انقلاب را با نام "شهید اسپندی" برگزار نمایند. بازیکنان سابق تیم تاج دوباره دور هم جمع گردیده و تصمیم می گیرند که با همان نام "باشگاه تاج" در مسابقات مذکور شرکت نمایند. مسئولان برگزاری مسابقات به درخواست آنها چنین پاسخ می دهند:«شما باشگاه نیسنید و مجموعه ورزشی محسوب می شوید. مگر (ورزشگاه) امجدیه تیم دارد که شما داشته باشید.» بازیکنان تیم تاج برای حل مشکل خود دست به دامن مرحوم پرویز دهداری می شوند. اما آن بزرگوار جواب می دهد:«من آدم مناسبی برای این کار نیستم. چون پیراهن این باشگاه را نپوشیده ام.»
تا اینکه یکی از بازیکنان سابق باشگاه تاج به نام مجتبی کرد نوری که در آن زمان مسئولیت نشر اسکناس در بانک مرکزی را بر عهده داشته، مسئولیت اداره بخش فوتبال آن باشگاه که احتمال فعالیت مجدد آن وجود می داشته، را برعهده می گیرد. آقای عنایت آتشی سابق الذکر، از دوستی خود با شاه حسینی، رئیس وقت سازمان ورزش (تربیت بدنی) استفاده کرده و برای حل مشکل نام باشگاه، چند اسم جدید به شاه حسینی پبشنهاد می نماید که ابتدا "آزادی" پذیرفته می شود. ولی پس از مدتی "استقلال" تثبیت می گردد.
در ضمن تیمسار خسروانی بارها اعلام داشته است که برای بازپس گیری تأسیسات ورزشی شعبه باشگاه تاج در ترکیه و قطر با مقامات آن دو کشور تماس گرفته است. اما آنها اظهار داشته اند که چون در حال حاضر این باشگاه در مالکیت دولت ایران است، لذا دولت ایران در صورت تمایل می باید رأساً برای باز پس گیری آن تأسیسات اقدامات قانونی به عمل بیاورد. لذا قضیه همچنان راکد باقی مانده است.
مربیان تیم فوتبال تاج(استقلال) از آغاز تا کنون:
مرحوم علی دانائی فرد، محمود بیاتی، مرحوم رسول مدد نوعی، محمد رنجبر، حشمت مهاجرانی، پرویز ابو طالب، مجتبی کرد نوری، کمائی،مرحوم جاهد، مصطفی شرکا، حسن حبیبی، حسن عضدی ، رضوی، اصغر شرفی، کامبیز جمالی، محمد صلاحی، منصور پورحیدری، غلامحسین مظلومی، بیژن ذوالفقارنسب، ناصر حجازی، رضانعلچگر،عبداللهی، بهتاش فریبا، اصغرحاجیلو، پرویزمظلومی، حمید ملک احمدی ،منصور رشیدی، جواد زرینچه، امیر قلعه نویی، فیروز کریمی و صمد مرفاوی مربیانی بوده اند که که از بدو تاسیس تا کنون به عنوان سرمربی رهبری تیم را برعهده داشته اند. در حال حاضر نیز هدایت این تیم در فصل یازدهم لیگ خلیج فارس (91 – 1390) برعهده پرویز مظلومی است که خود از جملۀ بازیکنان سابق این تیم بوده.
شایسته ترین ها و اولین های تاریخ 60 ساله باشگاه تاج/اشتقلال:
گلزنان جام جهانی 1978 آرزانتین: ایرج دانائی فرد و حسن روشن هر دو از تیم استقلال بودند.
اولین گلزن ایرانی در جام جهانی: ایرج دانائی فرد.
اولین لژیونر:بیوک جدیکار (1336 به تیم ویکتوریا برلین)
اولین مربی: مرحوم علی دانائی فرد از سال 1325 تا سال 1348 به مدت 23 سال
اولین آقای گل آبی پوشان در لیگ: غلامحسین مظلومی در اولین دوره تخت جمشید با 15 گل زده.
اولین کاپیتان: کامبیز جمالی
بازیکن تیم منتخب جهان:ایرج دانایی فرد.
پرافتخارترین مربی:منصور پورحیدری با بیش از 300 مسابقه و افتخار قهرمانی سال 90 باشگاه های آسیا.
بیشترین تعداد حضور: جواد زرینچه با 336 بازی طی 12 سال
کوتاه ترین گل در داربی: علی سامره در ثانیه 37 بازی مقابل پرسپولیس
پرجمعیت ترین بازی آسیا: استقلال ایران- جوبیلوایواتا ژاپن (با حضور 120 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی فینال جام باشگاه های آسیا در سال 78 )
بهترین بازیکن سال کشور بعد از انقلاب: علیرضا منصوریان 1374 (گزینش بهترین بازیکن برای اولین بار مرسوم شد)
و به نظر من ماهرترین و فرصت طلب ترین مهاجم تاریخ فوتبال باشگاهی و ملی ایران غلامحسین مظلومی از تیم تاج است که به قول رایکوف: «نود دقیقه بوی گل می دهد.» او در طول مدت مسابقه کمی تنبل و کم کار بود به همین جهت به لقب «مرده خور» مفتخر شده بود. اما کافی بود که فقط یک فرصت معمولی به او داده شود، تا آنرا تبدیل به گلی آسان و بسیار ساده نماید. آنقدر ساده گل می زد که انسان تعجب می کرد که او چگونه از آن موقعیت هایی که نه تنها طلایی نبودند بلکه مسی هم نمی شد قلمدادشان کرد، استفاده کرده و گل می زد! او به هیچ شانس و موقعیت اندک گل زنی هم نه نمی گفت و رحم نمی کرد.
عناوین قهرمانی تیم تاج/استقلال:
چهار بار فهرمانی جام حذفی باشگاه های تهران در سال های 1326، 1330، 1337 .1339
پانزده عنوان قهرمانی جام باشگاه های تهران در سال های 1328، 1331، 1335، 1336 ،1338، 1340،1341 ،1348، 1349، 1350،1351، 1362، 1364         ،1369 و 1373.
یک بار قهرمانی در جام تخت جمشید در سال 1353.
دو بارعنوان قهرمانی در لیگ خلیج فارس در فصل 85- 1384- و 88 – 1387.
پنج عنوان قهرمانی در جام حذفی ایران در سال های 1357، 1374 ، 1379، 1380 و 1387.
قهرمان لیگ دسته دو آزدادگان در سال 1372.
قهرمان جام منطقه ای ایران در سال 1350
دو بار قهرمان جام باشگاه های آسیا در سال های 1970 و فصل 91 – 1990.
و چند عنوان قهرمانی در تورنمنت های غیر رسمی مانند: جام پرچم ترکمنستان، جام بردولوی هند، جام ملیز هندوستان، جام بین المللی خزر و جام چهار جانبه کیش.
در ضمن به همان سبک و سیاق سیاستِ کلاهِ آقای کلمنتس، در بسیاری از سایت ها و از جمله "سایت جهان فوتبال" تاریخچه تأسیس باشگاه تاج با حذف کامل نام تیمسار خسروانی بنیانگذار آن باشگاه، تیمسار محمد خاتم و سرهنگ حسین سرودی، چنین آورده شده است:« تاریخچه باشگاه تاج تهران- در سال 1323 چهار جوان تصمیم گرفتند تا باشگاهی تاسیس نمایند. نام انها میرزایی، نواب، خشایار و جانانپور بود. تصمیم انها در چهارم مهر این سال عملی شد و باشگاه نیز خیابان فردوسی در نظر گرفته شد. علاوه بر انها خاکزاد، گیتی، گریش، کلانی، مهدیون و حسینی نیز دیگر اعضای باشگاه بودند که به دلیل علاقمندیشان به دوچرخه سواری نام باشگاه را ( دوچرخه سواران) نهادند. ابتدا تنها رشته فعال باشگاه دوچرخه سواری بود،اما بعدها رشته های والیبال، پینگ پنگ، بسکتبال، وزنه برداری، کشتی، شنا و فوتبال نیز فعالیت خود را آغاز کرد. طی مذاکراتی که مسئولان باشگاه دوچرخه سواران با علی دانائی فرد مؤسس وقت باشگاه تور انجام دادند، موافقت شد که باشگاه تور با نام دوچرخه سواران وارد عرصه رقابت در فوتبال شود. ...»
م. گئومات
دوشنبه 25-07-1390
پانوشت ها:
1- سپهبد پرویز خسروانی (1301 تهران) او در سال 1319 وارد دانشکده افسری شده و گفته می شود که در دوران سرگردی از جملۀ عوامل کودتای 28 مرداد 32 بوده است. وی در سال 1343 فرماندهی ژاندارمری کل کشور را عهدار می شود. سپس از سال 1347 تا 1350 در کابینه شادروان هویدا معاون نخست وزیر و رئیس تربیت بدنی ایران بوده است. او در حال حاضر ساکن لندن است. تا آنجا که خود من به یاد دارم ایشان در میان مردم و هواداران فوتبال از محبوبیت چندانی برخوردار نبود. هر گاه تیمی مانند راه آهن، آتش نشانی و ...، تیم تاج را در یک مسابقه شکست می داد در اواخر آن بازی تماشاگران که هنر تیمسار خسروانی در انحلال باشگاههای شاهین(غیر مستقیم)، تهرانجون و شعاع و ... را در خاطر داشتند همه با هم فریاد می زدند: تیمسار تعطیلش کن! یعنی که این تیم برنده که تیم سوگلی و عزیز کردۀ تاج را شکست داده است را فوراً منحل کند! و یا تا در یک مسابقه که تاج از حریف عقب می افتاد، دست بر قضا یک هلیکوپتردر بالای ورزشگاه پرواز می کرد، تماشاگران می گفتند که تیمسار برای داور قالیچه فرستاده تا به گونه ای داوری کند که نتیجه بازی به نفع تیم تاج عوض شود!
بخشی از خاطرات تیمسار حسین فردوست، در مورد تیمسار خسروانی «خسرواني در زمان مصدق باشگاه ورزشي تاج را داشت و در آن تعداد زيادي از ورزشكاران و باج‌بگيران سرشناس تهران (مانند شعبان بي‌مخ) را جمع كرده بود. او هر طرف كه باد مي‌آمد بدان سو مي‌رفت. در زمان مصدق (اگر اشتباه نكنم در 30 تير) ورزشكاران را به خيابان ريخته و به نفع مصدق شعار مي‌داد، ولي چندي بعد در 28 مرداد توسط اشرف اجير شد و همين ورزشكاران را به خيابان ريخت و عليه مصدق و به نفع محمدرضا شاه شعار داد. پس از 28 مرداد، خسرواني و باشگاه تاجش به بلاي جان مردم تبديل شد. او راه مي‌افتاد و هر جا كه زمين شهري مرغوبي مي‌ديد به مالك آن مراجعه مي‌كرد اگر طرف حاضر مي‌شد زمين را به او واگذار كند فبها، وگرنه يك جوخه ژاندارم مي‌رفت و يك پرچم سلطنتي را در وسط زمين فرو مي‌كرد و خسرواني صاحب زمين را تهديد مي‌كرد كه زمين براي شاهنشاه است! طرف مسلماً تسليم مي‌شد و زمين را واگذار مي‌كرد. سند به نام خسرواني، زن يا دو دخترش صادر مي‌شد. خسرواني علاوه بر باشگاه‌هاي ورزشي تاج، به تدريج تأسيسات ورزشي ديگري تأسيس كرده بود كه بسيار مدرن بود. يكي از اين تأسيسات در خيابان بخارست و ديگري حوالي ونك بود، كه ساختمان مجللي با بيش از 10 زمين تنيس در محوطه‌اي حدود 10 هزار متر مربع بود. به علاوه، در آنكارا (تركيه) نيز تأسيسات ورزشي مهمي احداث كرده بود، كه سند به نام خودش بود.»
به گمان من، گئومات، تیمسار فردوست در بخش مربوط به اقدامات تیمسار خسروانی برای تصاحب زمین های مردم، از سر غرض ورزی و کینه ای که نسبت به او داشته، بسیار اغراق کرده است. شاید یکبار چنین اتفاقی افتاده باشد اما نه به آن شوری و متعددی ای که فردوست، شرح می دهد. در ضمن احداث تأسیسات ورزشی- تفریحی برای ورزشکاران و مردم را می توان یک حُسن و خدمت نامید و نه یک عمل خلاف. در ثانی او سرانجام تمامی این تأسیسات را برای استفاده مردم ایران باقی گذاشت، هرچند به اجبار.
2- محمد خاتم- تیمسار ارتشبد خلبان "سید محمد خاتمی رشتی" معروف به "تیمسار محمد خاتم" (1297 رشت – 1354 سد دز) یکی از افسران لایق نیروی هوایی ایران بود که در 21 شهریور ماه 1354 در هنگامی که در بلندیهای مشرف بر سد دز در نزدیکی دزفول با کایت پرواز تفریحی می کرد بر اثر وزش باد شدید با کوه برخورد نموده و کشته می شود. بعد از مرگ او، برای بزرگداشت نام این افسر شایسته، پایگاه هشتم شکاری اصفهان، به "پایگاه خاتمی" تغییر نام داده شد که پس از انقلاب "پایگاه مطهری" نامگذاری شد. ارتشبد خاتمی علاوه بر فعالیت نظامی در بخشهای اقتصادی، تجاری و کشاورزی نیز فعال بوده و از سهامداران عمده شرکتهای بورت، سیمان شمال، سیمان فارس، بانک اعتبارات، بانک عمران و کارخانه قند کرج به شمار می‌رفت. جسد ارتشبد خاتمی در مقبره رضاشاه به خاک سپرده شد. ولی قبر او چهار سال پس از خاکسپاری، توسط خلخالی ویران گردید.
3- حسین سرودی- سرهنگ حسین سرودی (    - 1371) او یکی از ورزشکاران زبده و استثنایی تاریخ ورزش  ایران بوده که در دوران فعالیت ورزشی خود در دو رشته فوتبال و بسکتبال بازیکنی کارآمد به حساب می آمده به طوریکه در هر دو رشته عضو تیم ملی ایران بود. در بازیهای آسیایی سال 1951 دهلی نو، این نظامی ورزشکار همزمان عضویتی ثابت در  تیم ملی فوتبال و بسکنبال ایران داشت. او مدافعی بسیار مستحکم برای تیم ملی فوتبال ایران محسوب می گردید که در قهرمانی تیم ایران در آن مسابقات نقشی پررنگ داشت. مرحوم سرودی علاوه بر اینکه در دو رشته ورزشی فعال بود، در هر دوی آن رشته ها نیز حُسن و لیاقت مدیریتی خود را به ثبوت رسانده و همزمان ریاست فدراسیون فوتبال و بسکتبال ایران را نیز بر عهده می داشته است. در مورد دشمنی او با تیمسار خسروانی روایات جالبی نقل می گردد. از جمله اینکه با وجودی که خسروانی درجه نظامی سپهبدی داشته و سرودی درجه سرهنگی، اما خسروانی از حضور در محلی که او در آنجا حاضر بوده به شدت پرهیز می کرده است. سرودی کلاه نظامی بسیار بزرگتر از حد معمولی برای خود تهیه کرده بوده که خسروانی از دور با دیدن آن کلاه می فهمیده که سرودی در آن مکان حضور دارد به همین جهت از پیوستن به گروه حاضر در آن مکان، خودداری می کرده است.
4- محمود بیاتی- متولد 1307 . او در زمان بازیگری خود از جمله بازیکنان کلیدی تیم تاج در خط میانی محسوب می گردید. وی از سال 1329 تا 1337 عضو ثابت تیم ملی فوتبال ایران بود. محمود بیاتی در دو مقطع زمانی مختلف سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران را بر عهده داشت. در سال 1347 تیم ایران با هدایت او به عنوان سرمربی برای نخستین بار قهرمان فوتبال آسیا گردید. و در سال 1351 که تیم ملی ایران با درایت مرحوم پرویز دهداری و مرحوم محمد رنجبر موفق شده بود جواز شرکت در مسابقات فوتبال المپیک 1974 مونیخ را به دست بیاورد، به طور غیر منتظره نه ای سرمربی تیم ایران شد که نتایج بسیار ضعیفی کسب نمود. (من خود هنوز شعار تماشاگران را که از بتزی مسل کننده تیم ایران خسته شده بود و فریاد می زدند: «بیاتی تیمتو بردار و برو» را به خاطر دارم. محمود بیاتی در حال حاضر مقیم کشور آمریکا می باشد و هر از چند گاهی برای دیدار از آشنایان و دوستانش به ایران مسافرت می نماید.
5- فتح اله مین باشیان- (1295 تهران - 1386 پاریس) ارتشبد مین باشیان، فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران در پیش از انقلاب بود. وی در دوران بازیگری خود، دروازه بانی تیم تاج و تیم ملی فوتبال ایران را بر عهده داشت. مین باشیان یکی از ملازمان و هم کلاسی های شاه سابق در هنگام تحصیل در لوزان سوئیس و در دانشکده افسری تهران بود.
6- ابراهیم میرزایی فرزند محمد در سال ۱۳۱۸ در گرگان متولد شد. پدر وی کشاورز و مادرش خانه‏ دار بود. وی پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده افسری و سپس به استخدام گارد جاویدان شاه درآمد. او از همان ابتدا که وارد ارتش شد آموزش کاراته را از فردی که در آمریکا این فنون رزمی را فرا گرفته بود آغاز کرد و در سال ۱۳۵۰ با موافقت ستاد نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی به چین رفت و پس از طی آموزش های رزمی و به دست آوردن نشان سنتی « هفت پیکر » و دکترای افتخاری در مهارت‏های رزمی رشته کونگ‏فو به کشور مراجعه و آموزش تکاوران را به عهده گرفت و پس از سفر به تایلند و آمریکا با ارائه فیزیولوژی انرژی انسان موفق به کسب عنوان پروفسوری می‏شود. البته هنوز هیچ مدرکی دال بر تایید این عنوان به دست نیامده است و این اعتقاد وجود دارد که شاگردان وی برای بزرگنمایی به وی این لقب را داده باشند.
وی در اولین دوره ریاست جمهوری خود را کاندیدای شرکت در انتخابات کرد اما به دلیل عضویت در گارد جاویدان شاه رد صلاحیت شده و در پایان موضوع تبدیل به یکی از مخالفین سرسخت جمهوری اسلامی گردید و فعالیت علیه نظام اسلامی را آغاز کرد.
با گسترش فعالیت‏های میرزایی علیه جمهوری اسلامی سرانجام وی در سال ۱۳۶۳ دستگیر و پس از محاکمه به شش ماه حبس محکوم شد و پس از آزادی به گرگان مراجعه و به مدت ۲ سال هیچ خبری از او نبود و مشخص شد وی در این ۲ سال به شغل چوپانی مشغول بوده است. وقتی از او علت چوپانی را می پرسند وی در پاسخ عنوان می کند که یکی از مشاغل انبیا چوپانی است و آنگاه حضرت موسی را مثال می زند.
پس از سپری شدن ۲ سال، ابراهیم میرزایی در سال ۶۵ به ملارد کرج عزیمت و با تکمیل ساختمان نیمه کاره خود آنجا را به بیمارستان فیزیولوژی انسانی تبدیل و مبادرت به درمان بیماران نمود و پس از مدتی با ادعای امام زمانی (مهدویت) عنوان کرد قیامت فرا رسیده است.
در همین زمان او سفیرانی را معین و آنها را به کشورهای مختلف از طریق سفارتخانه‏های آنها اعزام و برای هر کدام حکمی را نیز تهیه می کند و این سال را سال سفیران نامگذاری می‏کند.
میرزایی اعمال خود را وعده‏هایی می‏دانست که باید در زمان‏های معین به انجام برسند و ارسال سفیران هم اولین وعده وی بود. هواداران وی در سال ۶۶ مبادرت به تهیه فیلم ویدئویی می کنند که فیلم مذکور زندگینامه ابراهیم میرزایی تا سال ۱۳۶۶ است و این فیلم با جمله «بسم الله الرحمن الرحیم» به پایان می رسد. در همین سال پس از ضربه سختی که از سوی نیروهای امنیتی به گروه میرزایی وارد شد وی به همراه جمعی از هواداران از مرز ایران وارد ترکیه شد و پس از دستگیری توسط پلیس این کشور به مدت ۴۰ روز زندانی و پس از آزادی از زندان ترکیه وی به کشور آلمان فراری و اکنون نیز در این کشور به سر می‏برد. پس از اقامت وی در آلمان هیچ کس او را ندیده و ارتباط غیر مستقیم خود را از طریق فردی به نام «بهنام چ» با داخل کشور و هوادارانش حفظ می‏کند.
در پاره ای از منابع ادعا شده است که وی در سال 1388 در سن هفتاد سالگی درگذشته است.




[کد مطلب: 39599] [تاريخ انتشار: بيست و ششم مهر ۱۳۹۰ برابر با هجدهم اکتبر ۲۰۱۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

آگهی های تجارتی