روزگاران تلخ و شیرین دو باشگاه تاج و شاهین  (2)     (م. گئومات)


بخش دو: باشگاه شاهین/پرسپولیس
...
اینکه چرا باشگاه دوچرخه سواران تبدیل شد به "باشگاه تاج" و مأوای وابستگان به حکومت وقت، برمی گردد به تاریخچه باشگاه شاهین.
یکی از جوانان ایرانی به نام "عباس شیرخدا" که برای ادامه تحصیل به انگلستان رفته بود، بر حسب تصادف با سراستانلی روز (Sir Stanley Rous) ششمین رئیس فدراسیون جهانی فوتبال (1934 تا 1962م.)، آشنا شده و مورد علاقه و توجه او واقع می گردد. عباس شیرخدا در طول مدت اقامت و تحصیل در انگلستان به سیاست و ورزش گرایش و علاقه وافری پیدا می نماید. او که در بازگشت به ایران نام خانوادگی خود را از "شیر خدا" به "اکرامی اقدم" تغییر داده بود در خرداد ماه سال 1321 به همراه گروهی از همفکرانش (عمدتاً با گرایشات سیاسی ضد حکومت شاه) و تعدادی از دانشجویان و دیگر جوانان تصمیم می گیرند که یک باشگاه ورزشی که تا حدودی رنگ و بوی سیاسی و به ویژه فرهنگی نیز داشته باشد، تأسیس نمایند. دکتر عباس اکرامی برای انتخاب نام باشگاه مورد نظر، فالی از دیوان حافظ می گیرد. در این تفأل، غزل شماره 176 دیوان حافظ گشوده می شود که با مَطلع «سحرم دولت بیدار به بالین آمد /    گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد.» شروع می گردد. مصراع دوم از بیت چهارم آن غزل، مورد توجه او و یارانش قرار می گیرد:
مرغ دل باز هوادار کمان ابروئیست
ای کبوتر نگران باش که شاهینآمد
به همین سبب نام باشگاه خود را "شاهین" می گذارند.
دکتر اکرامی (1294 - 1381 خورشیدی) همواره از اینکه مورد توجه رئیس فیفا قرارگرفته بوده است بر خود می بالید و در مجالس دوستانه با افتخار از آن یاد می کرد. او که در سال 1322 برای مدتی در آبادان به سر می برد اصول سازمان دهی باشگاه داری مدرن را از یک انگلیسی به نام جان هاکر(1) که مربیگری تیمی مرکب از کارگران شرکت نفت را به عهده می داشت که در زمین خاکی گِران شاپوری (شاهپوری)(2) تمرین کرده و مسابقه می دادند، فرامی گیرد. وی پس از بازگشت به تهران بر اساس آموخته های خود از آقای جان هاکر، اقدام به ایجاد تحول در باشگاه شاهین می نماید.(3) شادروان دکتر اکرامی شیوه باشگاه داری به سبک انگلیسی را با اهداف خود ترکیب نموده و کل فعالیت های باشگاه شاهین را بر محور شعارِ«اول اخلاق، دوم درس، سومورزش» بنیان می گذارد.
باشگاه شاهین به سرعت تبدیل می گردد به مرکز تجمع حزب گونه ای برای افراد تحصیل کرده، دانشجویان و دانش آموزان آن زمان که اغلب آنها دارای تمایلات و افکار مبارزاتی ضد شاه و سلطنت او بودند. شاه نیز از طریق منابع اطلاعاتی خود به خوبی از این مطلب مطلع بوده است. باشگاه شاهین برای پرداختن به فوتبال جوانان و به ویژه دانش آموزان، دو تیم فوتبال دیگر به نام های عقاب و شهباز راه اندازی می نماید. شاه که در اثر تلقینات اطرافیانش به باشگاه شاهین به صورت یک حزب مخالف سیاسی ضد سلطنت خود نگاه می کرد، سرانجام طبق توصیه و اصرار پاره ای از مشاوران خود موافقت می نماید که برای رقابت ورزشی و جبهه بندی سیاسی-اجتماعی در برابر تیم محبوبِ شاهین و زیر مجموعه های آن یعنی تیم های عقاب، شهباز، داریوش و امید شاهین، یک تیم با استخوانبندی ای مرکب از ورزشکاران و بازیکنان فوتبال که حرفه نظامی داشتند، تأسیس گردد.
قالب و پوسته آماده و از پیش موجود برای تحقق هر چه سریعتر این هدف، باشگاه دوچرخه سواران بود که در سال 1324 توسط یک افسر ارتش به نام سروان پرویز خسروانی (ارتشبد بعدی- تصویر زیر) بنیاد گذاشته شده بود. به منظور تقویت تیم فوتبال این باشگاه و رساندن قدرت فوتبالی آن به سطح باشگاه شاهین، طبق یک برنامه از پیش تنظیم شده، به عنوان اولین گام تیم فوتبال قدرتمند "سرباز" منحل گردیده و بازیکنان آن که اغلب نظامی و عضو تیم ملی فوتبال آن زمان بودند، دستجمعی به تیم فوتبال دوچرخه سواران می پیوندند.(تصویر زیر) در گام دوم در سال 1328 نام این باشگاه از "دوچرخه سواران" به "تاج" تغییر داده می شود.
 
باشگاه "تاج" چندی بعد به تبعیت از باشگاه شاهین دو تیم در رده سنی نوجوانان و جوانان به نام دیهیم وافسر تأسیس می نماید. گذشته از دربی سنتی و حساس میان دو تیم تاج و شاهین، مقاومت سرسختانه تیم های زیرگروه این دو باشگاه با یکدیگر و با تیم بزرگسالان حریف از حساسیت خاصی برخوردار بود.
تیم شاهین برای اولین بار در سال 1325 خورشیدی در مسابقات باشگاههای تهران شرکت می نماید. در این مسابقات که با شرکت سه تیم برگزار می گردد، تیم شاهین پس از تیم سرباز و دوچرخه سواران، به مقام سوم دست می یابد. نتیجه دیدار تیم شاهین با تیم دوچرخه سواران که در همین سری از مسابقات برگزار گردیده و نخستین دربی تاریخ فوتبال ایران محسوب می گردد، 1-1 مساوی می شود.
پس از کودتای بیست و هشتم مرداد ماه سال 1332، به دستور شاه، سخت گیری های بیشتری نسبت به تیم شاهین و هیأت رئیسه آن اعمال می شود.
در نیمه اول دهه 40 شمسی تقابل دو تیم شاهین و تاج و علاوه بر آن، مسابقه این دو تیم با تیم های دوم حریف موجب بروز درگیریهای فراوانی می گردد. از جمله در تیرماه سال 1340 در مسابقه میان تیم شاهین با تیم دیهیم که در حقیقت تیم دوم تاج محسوب می گردید، در گیری شدیدی میان پرویز دهداری و مسعود برومند از یک طرف و داور و بازیکنان تیم دیهیم در طرف دیگر شروع می گردد که سرانجام دهداری به دستور داور از زمین مسابقه اخراج می شود. اما او زمین مسابقه را ترک نکرده و غائله بالا می گیرد و تماشاگران نیز وارد زمین گردیده و در معرکه شرکت می کنند. مسعود برومند و پرویز دهداری به اتهام ضرب و شتم بازیکنان تیم دیهیم توسط پلیس بازداشت می شوند. تا اینکه در اواخر شب با سپردن وثیقه آنها را از بازداشتگاه کلانتری آزاد می کنند.
حسین سرودی رئیس وقت فدراسیون فوتبال به حسین فکری که همبازی او در تیم ملی فوتبال ایران در بازیهای آسیایی 1951 دهلی نو نیز بود، علاقه فراوانی داشت. به همین سبب در دور اولی که رئیس فدراسیون فوتبال ایران بود(آبان 40 تا آبان 1341)، حسین فکری را به سمت سرمربی تیم ملی فوتبال ایران برمی گزیند. حسین فکری که روزنامه راه توده در مورد او چنین نوشته است:« حسين فکری پدرفوتبال ايران، توده ای زيست و توده ای رفت.» تا حدودی موفق می شود که خون تازه ای در رگهای تیم ملی آن زمان جاری نماید. در خرداد ماه سال 1341 تیم ملی عراق برای دو بازی دوستانه با تیم ملی ایران به تهران می آید. این تیم در روز 11 خرداد با تیم ملی ایران به کاپیتانی پرویز دهداری که کاپیتان تیم شاهین نیز بود، یک بر یک مساوی می کند. در بازی دوم در روز 13 خرداد پرویز کوزه کنانی کاپیتان تیم تاج، کاپیتانی تیم ملی را برعهده داشت. در روز برگزاری این مسابقه یکی از شرکت های تجاری جوائز ارزنده ای برای بازیکن/ بازیکنانی که به تیم عراق گل بزنند در نظر گرفته بود که تا حدود زیادی باعث تکروی مهاجمان تیم ایران می شود. به نحوی که هر بازیکنی سعی در این داشت که خودش زننده گل باشد و از پاس دادن به بازیکن دیگری که موقعیت بهتری برای گل زدن داشت، خودداری می کرد. در نتیجه این خودخواهی های کودکانه، تیم ایران بازی را یک بر صفر به عراق واگذار می نماید. نکته قابل ذکر در مورد آن دو مسابقه این است که عزیر اصلی نامدارترین دروازه بان ایران و همچنین همایون بهزادی به انتخاب حسین فکری، برای نخستین بار در ترکیب تیم ملی ایران قرار گرفتند.
در سال 1342 که مسابقه افتتاحیه جام قهرماني کشور بین دو تیم تاج و شاهین در حضور شاه سابق برگزار می گردد، علاوه بر شعار های معنی دار و کنایه آمیز تماشاگران از قبیل اینکه یک گروه از تماشاگران فریاد می زدند "شا" و گروه دیگر پاسخ می داند "هین"، در همان نیمه اول مسابقه تیم شاهین سه گل وارد دروازه تیم تاج می نماید. شاه که هم جوّ ورزشگاه را برعلیه خود می بیند و هم نتیجه مسابقه را، در پایان نیمه اول، ورزشگاه امجدیه را ترک می کند. در نتیجه مسابقه مذکور نیمه کاره رها می گردد!
در تابستان سال 1343 تیم ملی فوتبال ایران برای برگزاری یک دیدار دوستانۀ جهت آمادگی تیم در پیش از مسابقات المپیک 1964 توکیو چمدان ها را برای سفر به شوروی می بندد. آقای حسین مبشر رئیس وقت فدراسیون فوتبال (آبان 1341- دی 45) که یکی از بازیکنان سابق تیم دارایی تهران می بود، آقای اکبرمحب مؤسس و مدیر باشگاه دارایی را به عنوان سرپرست تیم ملی ایران در لیست راهیان سفر شوروی قرار می دهد. در مقابل عزت وطنخواه بازیکن تیم شاهین را از لیست اعزامی حذف می نماید که تعداد مسافران از میزان مورد توافق با فدراسیون فوتبال شوروی تجاوز ننماید. بازیکنان ملی پوش تیم شاهین، حمید برمکی، حمید شیرزادگان، حمید جاسمیان،همایون بهزادی و محراب شاهرخی نیز که احساس می کنند که این موضوع نتیجه همفکری و همکاری حسین فکری سرمربی وقت تیم ملی ایران که خود بازیکن و سرمربی سابق تیم دارایی تهران بوده  با حسین مبشر، همبازی او در آن تیم می باشد، به شدت نسبت به این مسئله اعتراض نموده و از همراهی تیم ملی در سفر به شوروی خودداری می نمایند.
 
آقای حسین مبشر نیز که پایبند این عقیده بود که بازیکن نیاید در کار و تصمیمات فدراسیون مداخله نماید از حرکت اعتراضی بازیکنان ملی پوش تیم شاهین به شدت برافروخته شده و بازیکنان معترض را به مدت یک سال از حضور در میادینداخلی و خارجی محروم کرده و پروانه باشگاه شاهین را نیز به مدت یک سال توقیفمی نماید.
یک سال بعد یعنی سال 1344 باز هم مسابقه میان دو تیم تاج و شاهین به جنجال کشیده می شود. پرویز کوزه کنانی در دقیقه 86 بازی گلی وارد دروازه شاهین می نماید که توسط داور مردود اعلام می گردید. این امر موجب اعتراض شدید بازیکنان و هواداران تیم تاج می گردد به طوری که داور مسابقه را به شدت مضروب می نمایند. جو ورزشگاه امجدیه بار دیگرآشوب زده و شبیه میدان رزم می شود.
در مسایقه دیگری، اعتراض همیایون بهزادی به داوود نصیری داور آن مسابقه نسبت به اعلام آفساید حسینعلی کلانی که در موقعیت خوب گلزنی قرار داشت، حکم نفتی را پیدا می کند که بر آتش التهاب و جنجال تماشاگران ریخته می شود. داوود نصیری، داور آن مسایقه نیز که قادر به کنترل و جمع کردن آشوب پیش آمده در زمین و سکوها نبوده است، به ناچار جریان بازی را متوقف نموده و به تماشاگران اخطار می دهد!؟ فدراسیون وقت (حسین مبشر آبان 1341 تا دیماه 45) هم به نوبه خود با صدور یک اعلامیه تهدید می نماید که در صورت تکرار اینگونه بی نظمی ها و شعارهای تند هواداران تاج و شاهین بر علیه مسئولین تیم رقیب، برگزاری مسابقات را متوقف خواهد کرد.
در دیماه همان سال که تیم تاج تهران با تیم کیان که به نوعی وابسته به جناح شاهین می بود مسابقه می دهد، باز هم درگیریهای شدیدی میان تماشاگران هوادار دو تیم در روی سکوها و حتی بازیکنان درون زمین بر پا می شود. هواداران تیم تاج شعارهای تند و توهین آمیزی نسیت به رهبران باشگاه شاهین سر می دهند.
 در اوج فشار ها و کارشنکنی  و حاشیه سازی ها بر علیه باشگاه شاهین، در درون باشگاه شاهین نیز جرقه اختلاف در بین مسئولین باشگاه زده می شود. بر اساس اظهارات پاره ای از بازیکنان پیشکسوت تیم شاهین، به نظر می رسد که سه نفر در ایجاد نخستین جرقه های اختلافاتِ درونی باشگاه شاهین ذیمدخل بوده اند که دست بر قضا هر سه نفر آنها روی در نقاب خاک کشیده اند: دکتر عباس اکرامی مؤسس باشگاه شاهین، پرویز دهداری کاپیتان و مربی آن تیمو مهدی دُرّی سردبیر وقت کیهان ورزشی.
همايون بهزادي در این مورد چنین اظهار نظر می نماید:«شاهين عزيز من را فقط يک اشتباه کوچک متلاشي کرد. من و ديگر بچه هاي تيم و بزرگ تر ها بارها کوشيديم تا بين دکتر اکرامي و پرويز دهداري را همچون گذشته با آشتي و دوستي پيوند دهيم ولي هيچ کدام از افکار و مرام خود کوچک ترين گذشتي نکردند.»
حمید جاسميان، سالمندترین پیشکسوت شاهین تهران که خوشبختانه در قيد حيات است و در آن اختلاف داخلی حق را به جانب دهداری می داده است، مي گويد؛«آنچه مهدي دري در کيهان ورزشي از اختلاف بين دهداري و اکرامي مي نوشت راست بود اما دليل حمايت آقاي «دري» سردبيرکيهان ورزشي از دهداري بر سر منافع شخصي و تباني با دولتمردان ورزش بود. آنها براي کوبيدن دکتر اکرامي به ما مي گفتند شما مبارزه را ادامه دهيد، بقيه کارها با ما.»
جعفر اشرف کاشاني دیگر شاهینی ای که در دنیای سیاست نیز در مشاغل کنسولی فعال بوده، این گونه قضیه را کمی بازتر می شکافد:«داستان از يک آگهي شروع شد. کيهان ورزشي دراواسط سال 1340 آگهي بزرگي از ديدار شاهين و اسپارتاک مسکو را چاپ کرد. اکرامي برخلاف نظر دهداري، پول آگهي را به کيهان ورزشي نداد و اعلام کرد اين وظيفه نشريه مورد نظر بوده که براي انجام مسابقه اطلاع رساني کند. از يک دستمال جنگ قيصريه شروع شد.»
اما از آنجا که حکومت و متولیان ورزش مملکت به هیچ وجه نمی توانستند وجود باشگاهی با چند میلیون هوادار که اکثریت آنها را نیروی جوان ِتحصیلکرده و ناراضی از حکومت تشکیل می داد، تحمل نمایند، همواره در صدد گِل آلود نمودن محیط پیرامون و درون باشگاه شاهین بودند که تا بتوانند ماهی انحلال باشگاه شاهین را به موقع صید نمایند. در این مسیر هرکس به سهم خود خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته گام به گام حکومت را در رسیدن به هدف خود باری می رساند.
از سوی دیگر علیرغم شخصیت برجسته و قابل احترام دکتر اکرامی نمی توان چشم بر این حقیقت تلخ فرو بست که هر چند آن برزگوار در جامعه معروف به داشتن گرایشهای ضد شاه و حکومت او بود و باشگاه وی یعنی شاهین نیز مبدل به یک شبه حزب سیاسی مخالف رژیم شاه گردیده بود، اما خود وی هرگز مورد غضب ملوکانه واقع نگردیده  و در طول دوران خدمت دولتیش مسئولیتهای بعضاً مهمی را برعهده می داشته است ازجمله: مديرکلي آموزش و پرورش تهران، قائم مقامي سازمان جوانان شير و خورشيد، مشاورو رایزن بنياد خاور نزديک (يک موسسه امريکايي) و حتي در دوره وزارت کوتاه مدت مصطفي درخشش به مقام معاونت وزارت آموزش و پرورش نیز ارتقا يافت.
همین موضوع یعنی عدم برخورد قهرآلود شاه با وی، شاید نشانه ای باشد از وجود معذوریت ها و فشار های بیرونی ای بر او که موجب ایستادگی وی بر سر نظر کاملاً اشتباه خود در برابر پرویز دهداری شده باشد که سرانجام مقدمات و دستاویزهای لازم برای از هم پاشیدگی همبستگی فکری میان مسئولین و بزرگان باشگاه شاهین را فراهم آورده است. یکی دیگر از موارد اختلاف دهداری با دکتر اکرامی بر سر این بوده است که مرحوم دهداری عقیده داشته که برای کمک به بازیکنان تیم شاهین و علی الخصوص بازیکنان شهرستانی، می بایست مبلغی از درآمد بلیط فروشی مسابقات، به ویژه مسابقاتی که با تیم های خارجی برگزار می گردد و درآمد بالایی نصیب باشگاه می نماید را به آنها داد که مجبور نباشند که از جیب خود هزینه های جانبی پرداختن به فوتبال را متقبل بشوند. اما دکتر اکرامی با این امر موافق نبوده است. لازم به ذکر است که در آن زمان باشگاه تاج نخستین باشگاهی بوده است که به بازیکنان تیم فوتبال خود برای هر جلسه تمرین 6 تومان پول پرداخت می کرده است.
همانگونه که پیشکسوت آرام، با اخلاق و بدور از حاشیه باشگاه شاهین یعنی حمید جاسمیان اظهار داشته است، کیهان ورزشی نیز به نوبه خود درمسیر برآورده نمودن نیات پشت پرده برخی از دولتمردان بلند پایه آن زمان و در مرکز آنها تیمسار پرویز خسروانی، با چاپ مقالاتی تحریک آمیز و جنجالی در این مورد، دانسته آب به آسیاب دشمن می ریخته و هیزم کِش آتش آن اختلافِ بوده است. اما چرا؟ و این پرسشی بود که افکار عمومی با آن کُشتی می گرفت: چرا کیهان ورزشی در آن بُرهه حساس از تاریخ فوتبال ایران، تا بدان حد باشگاه شاهین را غرض ورزانه به باد انتقادهای نادرست و غیر منصفانه گرفته و هیزم بیار آتش اختلافات درونی و پیرامونی باشگاه شاهین شده بود؟ (کیهان ورزشی در آن زمان حکم برنامه تلویزیونی نود امروز را داشت. به عبارت دیگر جهت دهندۀ افکار جامعه هوادار فوتبال در مورد رخدادهای درون و بیرون میادین فوتبال به شمار می رفت.)
کاظم گیلانی مدیر داخلی کیهان ورزشی انسان قابل خریدی نبود که تیمسار خسروانی و یا تربیت بدنی با اشاره بالاتری ها بتوانند او را به طریقی ترغیب، تطمیع و یا مرعوب ساخته و به همکاری با خود وادار نمایند. دکتر صدرالدین الهی طی مصاحبه ای با دویچه وله ، در مورد تولد کیهان ورزشی و کاظم گیلانپور چنین می گوید: « من با انسانی بسیار عزیز و دوست‏داشتنی‏ آشنا شوم که در تربیت بدنی مسئول مجله‏ی تربیت‏بدنی بود. نام او کاظم گیلان‏پور بود که از کوهنوردهای برجسته و مسلط به زبان فرانسوی بود. ... که اولین نشریه‏ی کیهان را با اسم "کیهان ورزشی" بیرون بیاوریم و کیهان ورزشی با این ترتیب متولد شد. اتفاقاً امسال پنجاه‏ و ششمین سال تولد کیهان ورزشی است. یعنی ۱۸ آذر ۱۳۳۴ ما این نشریه را منتشر کردیم. » در مورد مهدی دُرّی سردبیر کیهان ورزشی نیر راه توده چنین می نویسد:« بدستور تيمسارخسرواني باشگاه تهران جوان او (حسین فکری) را بستند و دليل آن را تبديل شدن اين باشگاه به کانون توده اي ها و تختي هاي آينده گزارش کردند. باشگاه بسته شد، اما حسين فکري ميدان را خالي نکرد و بلافاصله پس از خاکسپاري تختي، به رسم جوانمردي مقاله "تختي تاج سر محله ما" را نوشت و با جسارت هميشگي شادروان "مهدي دري" سردبير وقت کيهان ورزشي در اين مجله هفتگي منتشر شد.»  و باز هم راه توده در مطلب دیگری می نویسد:« می رسم، به مهدی دری سردبیر کیهان ورزشی می اندیشم که همیشه سایه تیمسارخسروانی رئیس فدارسیون تربیت بدنی را حاضر بود با تیر بزند.» و خبر آنلاین نیز در مورد مهدی دُرّی چنین می نویسد:« مهدی دری سردبیر کیهان ورزشی که دوستی نزدیکی با تختی داشت، قبل از مسابقه های جهانی 1956 از او خواست تا خاطرات خود را برای کیهان ورزشی بنویسد.» در هر صورت قراین ظاهری حاکی از آن است که مهدی دری هم که دوستی نزدیکش با شادروان تختی نشان دهنده مرام و طرز تفکر او بوده است نمی توانسته به درخواست شخص/اشخاصی بر علیه باشگاه مردمی-فرهنگی شاهین شمشیر خود را از رو ببندد. پس به چه سبب کیهان ورزشی هیزم کش اختلافات داخلی باشگاه شاهین و نفاق افکنی در میان هواداران آن باشگاه بوده است؟
با این وجود اینکه تیم شاهین پیشتاز مسابقات باشگاههای تهران در فصل 46-1345 بود، وقتی در 26 فروردین سال 1346 تعداد 38 نفر بازیکن به اردوی تیم ملی فوتبال ایران دعوت شدند تنها 7 نفر از این باشگاه، هادی طاووسی، حمید جاسمیان، جعفر اشرف کاشانی، رضا وطنخواه، ناظم گنجاپور، همایون بهزادی و وحید شیرزادگان در میان آنها وجود داشت. ولی بازیکنان نامدار دیگری همچون ابراهیم آشتیانی حسینعلی کلانی، بیوک وطنخواه و کاظم رحیمی به اردوی تیم ملی فراخوانده نمی شوند.این امر مورد اعتراض باشگاه شاهین قرار می گیرد. اما در کمال تعجب و حیرت جامعه فوتبال دوستان، مجله کیهان ورزشی به جای حمایت از حق بازیکنان شایسته تیم شاهین که از تیم ملی به دور مانده بودند، از فدراسیون فوتبال دفاع نموده و مهر تأیید بر عدم انتخاب بازیکنان شاهین می زند.
 
اگر چه در حال حاضر نیز می توان در این مورد چنین قضاوت نمود که با توجه به اینکه در آن زمان 14 تیم در مسابقات باشگاهی تهران شرکت داشته اند: شاهین، تاج، پاس، دیهیم، دارایی شهربانی، دژبان، تهرانجوان، جعفری، کیان، عقاب، راه آهن، آرارات و شعاع، برگزیده شدن هفت بازیکن از یک تیم برای تیم ملی رقم قابل توجهی است. به عبارت دیگر تنها چهار نفر، کاظم رحیمی، بیوک وطنخواه و حسینعلی کلانی و ابراهیم آشتیانی ازجمع یازده نفر بازیکن تیم اصلی شاهین بیرون از اردوی تیم ملی قرارگرفته بودند. ولی برای قضاوتی عادلانه می باید لیست بازیکنانی که از دو تیم تاج و دارائی به تیم ملی دعوت شده بوده اند را نیز در اختیار داشت و دید که چند بازیکن از هر کدام از آن دو تیم به اردوی تیم ملی دعوت شده بوده و آیا آن بازیکنان به راستی نسیت به ابراهیم آشتیانی، حسینعلی کلانی، بیوک وطنخواه و کاظم رحیمی از برتری محسوسی برخوردار بوده اند یاخیر؟ در هر صورت چنین به نظر می رسد که دفاع مجله کیهان ورزشی از فدراسیون فوتبال در برابر اعتراض باشگاه شاهین، موجب برافروخته شدن خشم هواداران باشگاه شاهین و تعجب فوتبال دوستان در آن زمان گردیده بوده است.
م. گئومات
پنجشنبه بیست ششم آبان ماه 1390
1-«جان‌هاكر» که یک کارشناس صنعت نفت بوده، در سال‌هاي پاياني حكومت پهلوي اول در آبادان خدمت می كرده است. او فعالیت خود را در امر پایه گذاری و آموزش فوتبال در همان آبادان آغاز کرده و بسياري از اصول باشگاه داري در فوتبال را به مدیران متقدم اين ورزش در ایران مثل مرحوم عباس اكرامي موسس باشگاه شاهين آموخته است.
2-Shahpouri Ground
گِران شاپوری کوتاه شدۀ "گِران شاهپوری" است. این عنوان از دو بخش گِران که تلفظ بومی-فارسی  واژۀ  "گروند" انگلیسی به معنی زمین در وجه عام آن است که در اینجا غرض "زمین/میدان فوتبال" می باشد و شاهپوری که ظاهراً نام خانوادگی مسئول ایرانی ورزش فوتبال در شرکت نفت آبادان بوده، تشکیل گردیده است. این اصطلاح بومی در مجموع به جای «زمین فوتبال شاهپوری» به کار برده می شده است. این زمین فوتبال خاکی بوده و در سمت شرقی ورزشگاه دهداری (تختی) آبادان قرار داشته که اینک جایگاه شرقی این ورزشگاه (سکوهای روبروی جایگاه ویژه) بر روی بخش غربی آن ساخته شده است.     
 3- لازم به توضیح است که فوتبال در ایران پس از حفر نخستین چاه نفت در سال 1908 میلادی (1287خورشیدی) در مسجد سلیمان توسط انگلیسی ها در آن شهر پایه گذاری شده و پس از آن در آبادان و بوشهر و بندر انزلی و بندرعباس پایه گذاری و گسترش پیدا کرده است. فوتبال در پیش از شروع جنگ جهانی اول در سال 1914، در مدرسه آلمانی ها در تهران بازی می شده است. نخستین تیم فوتبال در ایران نیز در سال 1919میلادی (1298 خورشیدی) در تهران تشکیل گردیده که چند و چون آن خارج از بحث این مقاله می باشد.


[کد مطلب: 40936] [تاريخ انتشار: بيست و ششم آبان ۱۳۹۰ برابر با هفدهم نوامبر ۲۰۱۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

آگهی های تجارتی