علیه دگراندیش ستیزی / مسعود نقره کار

 اندیشه و بیان ، و شهامت هنرمندی که جسورانه حجاب از چهره ی
 محرمات بر می دارد را نیز به نمایش می گذارد.
 
پیشگفتار
تابو مفهوم یا پدیده ای اکلتیک وچند وجهی ست، که در فیلم مستند " تابوی ایرانی"  یکی از وجوه این مفهوم و پدیده به استادی به تصویر کشیده شده است. در این فیلم تابو به عنوان " ممنوعیت و خط قرمز" ی با قدرت  دینی( مذهبی)و اجتماعی و اخلاقی ای  بیش از قدرت خط قرمزها و ممنوعیت های رایج و متداول در جوامع امروزین، مورد بررسی ای روشنگرانه قرار گرفته است.
 
تابو در عرصه های گفتاری و کرداری  پدیده ای همزاد انسان اجتماعی ست ، که به تقریب در تمامی جوامع  و فرهنگ ها وجود داشته است. تابو بر بنیان مبانی فرهنگی و ارزشی متفاوت شکل می گیرد و یدیدار می شود ، و پس از پیدائی بسته به شرایط و زمان و مکان، روندها و مسیرهای گونه گون طی می کند. برخی بتدریج از میان می روند و یا تضعیف می شوند، برخی اما جان سختانه به حیات شان ادامه می دهند. درحوزه های روانشناسی ، رفتار شناسی و جامعه شناختی دیدگاه های متعدد و متفاوتی در باره علل پیدائی و زوال و تدوام حیات، و سود و زیان تابوها ی مثبت ( حفاظتی) و منفی  مطرح شده اند.
 
تاریخ  حدودا" دو هزار و پانصد ساله ی میهنمان( و یا به اقوالی تاریخ  هفت هزار ساله ی سرزمینمان ) ، تاریخ پیدائی ِ انواع تابوها در عرصه های محتلف زندگی خانوادگی و اجتماعی ست، تابوهائی که حول مفاهیم مختلف سیاسی ، مذهبی ، اخلاقی، جنسییتی، قومی و....پدید آمده اند. تاریخ اندیشه ها و باورها، و فرهنگ ما، تاریخ و فرهنگ انواع تابوها ست ، که تابوی دگراندیشی در زمره ی  یکی از قدیمی ترین و جان سخت ترین آن ها می تواند باشد. در جوامعی با ساختار و بافتار دینی ( مذهبی ) ، وحضور یک دین ومذهب غالب ودر آمیخته با قدرت سیاسی، تابوی دگراندیشی عقیدتی یا دینی ( مذهبی)  بیش از دیگر انواع تابوها رخ می نماید.
 
بهائیت، تابوی ایرانی
تابوی دینی ( مذهبی) ، در این معنا که دین ومذهبی بدل به تابو شود، در سرزمین ما چه پیش از حمله اعراب به ایران و اشغال سرزمین مان و چه پس از آن به کرات دیده شده است ، تابو هائی که در زمره ی جان سخت ترین و فاجعه آفرین ترین تابوها نیز بوده اند، تا بوهائی که گاه در معنای کفر و ناپاکی و نامقدسی داغی بر پیکره ی یک دین یا مذهب شده اند . بهائیت در جامعه ی ما یک نمونه است ، دیانتی  که از هنگام پیدائی اش تا به امروز در ایران به مثابه یک ممنوعه و خط فرمز، و یکی از محرمات و پدیده های ضاله به آن نگریسته،  ودر باره اش نوشته و گفته، و با پیروان اش رفتار شده است. دروغ پردازی و توهم آفرینی در باره بنیان های عقیدتی و نظری این دین و نیز رفتار خشن و سبعانه تا حد کشتار پیروان این دیانت، از وحشیانه ترین وغیر انسانی ترین رفتارها در تاریخ میهنمان است. حکومت ها، جامعه روحانیت اهل تشیع و بخش هایی از مردم اعمال کننده ی گفتارها و رفتار های غیر انسانی با پیروان این دیانت بوده اند. در این میانه نقش روحانیت شیعه در بروز این حوداث نقشی کلیدی و اساسی ست . روحانیت  درشراکت با حاکمیت سیاسی و یا در حکومت ، و نیز به عنوان نیروئی تاثیر گذار بر افکار و رفتار بخش بزرگی از مردم میهنمان مسبب شکل گیری این تابو، و ستمی ست که بر پیروان این دیانت رفته است. ریشه های این دشمنی و ستیز را جدا از اختلاف های عقیدتی و مذهبی، در به خطر افتادن روابط و موقعیت اقتصادی و صنفی روحانیون توسط بهائیت نیزباید دید. بهائیت  مخالف روحانیون دین فروش و کسب و کار و بهره برداری اقتصادی این لایه اجتماعی از طریق در آمدها یی با زیستی انگلی، از جمله  خمس و زکات وجزیه و... بوده است. این ویژگی بر کینه ورزی روحانیون نسبت به این دین افزوده است. پاره ای نظرات مترقی و تجددگرایانه ی اندیشه های باب و بهائیت را نیز به عنوان عوامل تشدید ممنوعیت و تحریم های  آشکار و پنهان این دیانت می باید در نظر داشت. تابوی بهائیت وبه طور کلی تابوهای دگراندیشی اثبات گر این واقعیت اند که بسیاری از تابوها ی منفی به عنوان فرایند و قالب سازی هایی حسی وعاطفی بیگانه با فکر و منطق و عقل اند ، و خرد گریزاند.
 
 فیلم تا بوی ایرانی
رنجی که اقلیت ها های دینی ( مذهبی) از دگراندیش ستیزی برده اند، به ندرت به عرصه هنر راه برده است، به ویژه به پرده ی سینما . فقدان وکمبود چنین آثاری در ایران، و در حاکمیت حکومت اسلامی قابل فهم است. اما نگاهی به کار های ساخته شده و آثار انتشار یافته در خارج از کشور ، به ویژه در عرصه سینما نشان می دهند در این سی وسه سال تبعید و زندگی تبعیدی علیرغم وجود شرایط  نسبتا"مناسب و امکانات لازم برای پرداختن به این رنج تاریخی و فرهنگی، کارهای  بایسته و شایسته  در این عرصه از تعدادانگشتان دست تجاوز نکرده اند.
 
رضا علامه زاده، مطرح ترین و یکی از پرکارترین کارگردان های  تبعیدی درتازه ترین اثر ارزشمندش، تابوی ایرانی ، جان سخت ترین و جنجالی ترین  تابوی جامعه معاصر ایران را با زبردستی ای ستایش برانگیز به تصویر کشیده است، اثری که اکنون ازا سناد روشنگرانه و گرانبهای  تاریخ عدم تحمل ودگراندیش ستیزی در میهنمان است. علامه زاده داغ دگراندیش ستیزی ای که گاه چون تابوئی منفی و زیانبار بر پیکره ی نه فقط یک دین و مذهب که برپیکر یک جامعه زخم می نشاند را به تصویری جاندار و تاثیر گذار بدل کرده است تا نقشی در کاهش این پدیده ی شرم ساز ایفا کند. پدیده ای که جامعه روحانیت شیعه  بر بستز فرقه گرائی ، بنیادگرائی وشیفتگی و وابستگی به  قدرت مذهبی و سیاسی، و منافع صنفی اش، سبب سازاصلی اش است، ویژگی ای  که بخش بزرگی از جامعه ی مسلمانان و شیعه های ایرانی را حتی از سایر جوامع مسلمان جدا می کند و به عنوان عاملی هویت ساز به آن هویت داده است.
 
تابوی ایرانی پیام های ارزشمندی دارد. فیلم سیمای کریه و سرشار از بی عاطفگی و خشونت دگراندیش ستیزی ِ دینی را عریان می کند.ناراستی و ناروائی ِ تابوی بابیت و بهائیت، به عنوان یک نیروی دینی و اجتماعی خطرناک و اسرار آمیزرا نشان می دهد. فیلم بانگ بلند این واقعیت است که آزادی اندیشه و بیان شناخت تابو ها را سبب می شوند تا تابو هائی که خود نقش عامل بروز و حضور سانسور و خود سانسوری هستند از میان برداشته شوند ، ونیز نشان می دهد که پادزهر ممنوعه ها و خط قرمزها که ابزار مبارزه با آزادی اندیشه وبیان و عاملی برای بروز و تداوم سانسور و خود سانسوری اند نیز فقط آزادی اندیشه و بیان و محو سانسور، و تلاش پیگیر ِ فرهنگی و دموکراتیک است. حمایت قانونی از دشمنی و ستیز با بهائیت ، نقش و اهمیت ِ حیاتی قوانین دموکراتیک در جامعه را نشان می دهد. این همه را حکایت و روایت تلخ و دردناک روستائیان ساده ی " ایول" ، رک و پوست کنده فراروی ما و تاریخ عدم تحمل دگراندیشی در میهنمان قرار می دهند. 
 
فیلم تابوی ایرانی اگر چه فیلمی مستند است اما فضا و روالی داستانی دارد ، ویژگی ای که فیلم را گیرا تر و تاثیر گذارتر کرده است . دیالوگ ها و روایت های تکان دهنده اند، به ویژه آنچه روستائیان روستای " ایول" روایت می کنند. علامه زاده بهترین گزینه ها را نیزبرای تاثیر بیشتر این کار دستچین کرده است. بهترین صاحب نظران  پیرامون دیانت بهائیت و ستمی که در طول تاریخ، به ویژه از سوی حکومت اسلامی بر پیروان این دین روا داشته شده نظر می دهند و پاسخگوی پرسش ها هستند .صحنه های درخشان فیلم برداری ، صداو حضور داریوش اقبالی و موسیقی اسفندیار منفردزاده نمونه هائی از این تلاش اند، تلاشی که نقش و سهم درخشان و برجسته ی همه ی همکاران علامه زاده ، به ویژه تهیه کنندگان فیلم  بیژن شاهمرادی و منصور تائید، نیز در آن محسوس و چشمگیر است.
 
  رضا علامه زاده با تابوی ایرانی نشان می دهد بیمی از برچسب خوردن و مورد انتقاد قرار گرفتن از اینکه به سراغ " محرمات" می رود، و بی پروا مدافع حیات آزادانه ی محرمات است، ندارد. علامه زاده همراه با فیلم مستند تابوی ایرانی وفاداری به آزادی اندیشه و بیان ، و شهامت هنرمندی که جسورانه حجاب از چهره ی محرمات و ممنوعه ها بر می دارد را نیز به نمایش می گذارد.

[کد مطلب: 45158] [تاريخ انتشار: هفتم اسفند ۱۳۹۰ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۲] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات جديد پذيرفته نمی شود.
نظرات خوانندگان
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: