ريشه های اصطلاحات و ضرب المثلها
ملاخورشدن

 ریشه و سرمنشأ این اصطلاح برمی گردد به روزگارانی که طبقه روحانی از توان مالی بسیار کمی برخوردار بوده و در حقیقت مستضعف ترین گروه و لایه اجتماعی را تشکیل می داده است. در آن زمان هنگامی که میوه یا هر نوع خوردنی دیگری به علت وفور و فراوانی در بازار، بسیار ارزان می شده است، برای بیان این ارزانی می گفتند که فلان میوه یا خوراکی ملا خور شده است! یعنی آنقدر ارزان و بی مقدار گردیده که ملاهای یک لا قبا و ندارهم می تواند آنرا خریداری نماید! وجه مصرف آنسوی دیگر این اصطلاح زمانی بوده است که میوه یا کالائی به علت کمیابی بسیار گران بوده به طوری که همه کس استطاعت خرید آن را نداشته است؛ عوام برای بیان این حالت می گفته اند که فلان میوه یا خوراکی هنوز ملاخور نشده است! یعنی اینکه گران است و ملای بینوای فقیز توان خرید آنرا ندارد.

اما روایت دیگری نیز از برای وجه تسمیه این اصطلاح وجود دارد. در زمانی که میوه های نوبرانه به دست می آمده است باغبانان پیش از اینکه حتی خود و خانواده اشان بخورند مقداری از آنها را به ملای محله می دادند تا آن میوه ها تبرک و تیمن پیدا نماید، آنگاه خود و خانواده تناول کرده وبرای فروش  به بازارعرضه می کردند. به همین سبب وقتی گفته می شد فلان میوه ملا خور شده یعنی تبرک یاقته و نوبرانه به بازار آمده است!

و اما این ملاها چه کسانی بودند و ازچه رو ملا نامیده می شده اند؟  کلمه "ملا" از کلمۀ "مولا" به معنی معلم مکتب و آدم باسواد و درس خوانده گرفته شده است. در ازمنه های پیشین سواد آموزی هنوز در میان طبقات عامه مردم همه گیر نبوده و مختص طبقه روحانی (آخوند) بوده است. از این رو هر گاه شخصی  دارای سوادی قابل اعتناء می بوده، جهت تمجید از وی می گفتند که فلان کس خیلی ملا است!

پاره ای نیز عنوان ملا را به کسی اطلاق می نموده اند که صرفاً سواد خواندن می داشته اما قادر به نوشتن نبوده اند. درمقابل، شخصی را که  سواد خواندن و نوشتن را توأمان می داشته است
"میرزا" خطاب می کرده اند.
 
اما کلمه "آخوند" که مترادفِ کلمه ملا است از کلمۀ  "خوند" و "خداوند" گرفته شده و به معنی آقا، صاحب  و رئیس می باشد. اما شرق شناس معروف فرانسوی کاترمر اعتقاد دارد که کلمۀ "آخوند" از کلمۀ "آخند" گرفته شده که در زبان ترکی جغتائی به معنی "معلم مکتب" می باشد. این کلمه در زمان حکومت تیموریان  به زبان فارسی وارد شده و به مرور زمان با اندک تغییراتی به صورت کلمه آخوند در آمده است.  (اگر چه در زمان حکومت تیموریان (1370 تا 1506 میلادی) قاطبه مردم ایران سنی مذهب  بوده اند؛ اما اقلیت بسیار کوچکی از اهل تشیع نیزدر ایران وجود داشته است. گئومات)

امروزه به ملا و آخوند در اصطلاح متداول "روحانی" اطلاق می گردد. از این جهت به این گروه روحانی می گویند که بر اساس نوع آموزش دینی و اخلاقی ی خود، منحصراً در پی "معنی و معنویات" هستند (و یا حداقل می باید باشند!) و به امور مالی صرفاً در حد رفع احتیاج معیشت خود و خانواده اکتفا می نمایند.
ازاین دسته از روحانیون قناعت پیشه می توان از حاجی میرزا حسین علامه نوری  (پدر زن مرحوم شیخ فضل الله نوری ) نام برد که آنقدر بی بضاعت بوده که برای خرید چند جلد کتابِ مورد نیاز خود، به ناچار عبا و عمامه خود را صحن کربلا به فروش می رساند تا بتواند کتابهای مورد نیاز خود را ابتیاع نماید. او به جهت فقر و فاقه، توان مالی پرداخت کرایه کاروان را نداشته است، لذا فاصلۀ هشتاد کیلومتری کربلا تا نجف را با پای پیاده طی می نماید! 

آخوند ملامحمد صالح مازندرانی (متوفی به سال 1080 ه ق) بضاعت خرید کاغذ را نداشته است از این رو مطالب تحقیقی خود را بر روی چوب، برگ چنار و یا استخوان می نوشته و شبها پای روشنائی کوچه و معابرمی ایستاده و تا صبح مطالعه می نموده است.  تا اینکه سرانجام دختر شیخ محمد تقی مجلسی را به زنی گرفته و از آن وضع فلاکتبار مالی نجات پیدا می نماید. 

درهر صورت از آنجا که مذهب شیعه و به تبع آن ملاها (روحانیون) از زمان صفویه در کشورایران هویتی رسمی و سراسری یافته اند، چنین به نظر می رسد که اصطلاح "ملاخور" از همان زمان وارد فرهنگ عامه گردیده باشد.

 اما به گمان من، آنچه را که در مورد اصطلاح ملاخور بررسی نموده و در بالا نقل کرده ام مربوط به همان دوران سپری شدۀ حکومت صفویه به بعد (افشار، زند و قاجار) و تا حدی پهلوی می بوده است. در حال حاضر می توان اصطلاح "ملا خورشدن" را با شرایط جدید اجتماعی مطابقت داده و با  "طلبه خورشدن"  تعویض و به روز درآورد؛ ازیرا که در حال حاضر در ایران اسلامی طبقه ملا (آخوند/ روحانی)  اکثراً از جملۀ طبقات مرفه و اریستوکرات جامعه محسوب می گردند.
همانگونه که می دانید اصطلاحات و ضرب المثل ها زائیده فرهنگ و فرزند زمان خود می باشند، لذا طبیعی است که با گذشت زمان و تغییرات بنیادی در فرهنگ مردم و جابجائی طبقات اجتماعی وجه تسمیه پاره ای از این اصطلاحات و ضرب المثل ها تغییر یافته و به قول امروزی ها تاریخ مصرف آنها در مفهوم اولیه آن به سر رسیده و بعضاً حکم نقض غرض را پیدا می نماید. اصطلاح ملاخور شدن نیز یکی از همین گروه اصطلاحاتی می باشد که لازم است وجه تسمیه جدیدی بر آن نوشت که تا با موقعیت "به روز شدۀ ملاها" در ایران اسلامی مطابقت داشته باشد.

هرچند که من در هیچ منبعی اشاره به این مطلب را ندیده ام اما به گمان من در ایامی که هنوز سیستم بانکداری در ایران رایج نگردیده بوده است کسانی که به مسافرت های اکثرآً طولانی زیارتی می رفته اند، دارائیهای منقول و اسناد اموال غیرمنقول خود را تحویل ملای محل می داده اند که حکم امانت دار را نیر در میان مردم آن زمان داشته است. عده ای از این زائرین در طول سفر پرمشقت جان خود را از دست داده و به وطن بازنمی گشته و اجساد آنها نیز درهمان اماکن متبرکه دفن می گردیده است. در این چنین مواقعی بسیار دیده شده است که ملای امانت دار از فرصت پیش آمده نهایت سوء استقاده را نموده و کلیه اموال آن زائر مرحوم را بالا کشیده و به وراث تحویل نمی داده و یا در خوشبینانه ترین حالت، مقدار اندکی از آنرا به وراث مربوطه بازمی گردانده است. به همین جهت گفته می شده که دارئیهای فلان شحص "ملاخورشده" است!

گئومات


----------------------------------------------------------
1 - سلسلۀ تیموریان یا گورکانیان از سال 771 قمری تا سال 911 قمری ( 1370 تا 1506 میلادی)  در ایران حکومت کردند. 
2 - گلزار حکمت، ص 373 
3 - حاجی میرزا حسین علامه نوری ( محدث نوری)، معروف به "خاتم المحدثین"، ( 1320 نور مازندران – 1254 قمری نجف اشرف)- 
4- شیخ فضل الله نوری.(1327 – 1259ه ق ) روحانی مخالف انقلاب مشروطه که استبداد محمد علی شاه قاجار را با عنوان حکومت مشروعه توجیه شرعی می کرد! او به کمک صنیع حضرت که سردستۀ اشرار و چاقوکشان  تهران بود، اراذل و اوباش را گردآوری  و در یک چادر بزرگ در میدان بهارستان اسکان داده و توسط آنها به ارعاب و ضرب و شتم مردم و مشروطه خواهان می پرداخت. شیخ فضل الله نوری و صنیع حضرت پس از پیروزی انقلاب مشروطه، محاکمه و به دار آویخته شدند. شیخ فضل الله نوری، جَدّ دکتر نورالله کیانوری رهبر متوفای حزب توده ایران نیز می باشد.
5- تاریخ ادبیات مازندران ص 27 
6- قصص العلماء ص 373 

منابع: تاریخ ادبیات مازندران، طاهری شهاب
 سخن و اندیشه،گرد آورنده دکترعلی اصغر خبره زاده،. ص  182.

[کد مطلب: 8900] [تاريخ انتشار: چهاردهم آبان ۱۳۸۸ برابر با پنجم نوامبر ۲۰۰۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ هفدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با هشتم نوامبر ۲۰۰۹ ، 17:42:50 توسط mohammad az london
اكبر جان منظورم من تنها جهت تنوير .. ببخشيد روشن كردن افكار عمومي شما دوستان بود و بس راستي اكبر مثل اينكه به قول دوست ديگرمان مزاحم باز هم ببخشيد مراحم مشكل گرامر اوه بازم ببخشيد دستور زبان فارسي بعلاوه انگليسي (پي اچ تي ) يا PHDما داريد بنده كوچك شما حاضرم شما را به مدرسه اي كه نام پسرم را براي فراگيري زبان فارسي نوشتم معرفي كنم تا بلكه ديگر از هم ايراد ملا مكتبي نگرفته و تنها به فكر چيزهاي ملاخور شده يا ميشوند باشيم دوست عزيز اكبر البته روم به ديوار در فارسي گنده يا بزرگه اگر اصغر بودي مجبور بودم بگم كوچولو !!! از اينكه زبان مادري تركي و پدري لري و مدرسه فارسي و دوستان و همشهري هاي اهوازيم عربي و دزفولي و در لندن شيرمرغ تا جون ادميزاد است هم انگليسي ميدانم لذت فراوان ميبرم شما چطور???
نوشته شده در تاريخ هفدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با هشتم نوامبر ۲۰۰۹ ، 17:37:12 توسط mohammad az london
اكبر جان منظورم من تنها جهت تنوير .. ببخشيد روشن كردن افكار عمومي شما دوستان بود و بس راستي اكبر مثل اينكه به قول دوست ديگرمان مزاحم باز هم ببخشيد مراحم مشكل گرامر اوه بازم ببخشيد دستور زبان فارسي بعلاوه انگليسي (پي اچ تي ) يا PHDما داريد بنده كوچك شما حاضرم شما را به مدرسه اي كه نام پسرم را براي فراگيري زبان فارسي نوشتم معرفي كنم تا بلكه ديگر از هم ايراد ملا مكتبي نگرفته و تنها به فكر چيزهاي ملاخور شده يا ميشوند باشيم دوست عزيز اكبر البته روم به ديوار در فارسي گنده يا بزرگه اگر اصغر بودي مجبور بودم بگم كوچولو !!! از اينكه زبان مادري تركي و پدري لري و مدرسه فارسي و دوستان و همشهري هاي اهوازيم عربي و دزفولي و در لندن شيرمرغ تا جون ادميزاد است هم انگليسي ميدانم لذت فراوان ميبرم شما چطور???
نوشته شده در تاريخ هفدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با هشتم نوامبر ۲۰۰۹ ، 16:01:29 توسط مزاحم
دوست عزيز mohammad az london - لطفا در آن كلاسهاي رايگان فارسي در لندن بگفته اين دوستمان اكبر, لطفي بكن و نام اكبر را بنويس كه مشكلش فقط PHD نيست, بلكه فارسي نوشتنش هم ايراد دارد٠قربان محبتت مزاحم
نوشته شده در تاريخ هفدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با هشتم نوامبر ۲۰۰۹ ، 10:27:29 توسط akbar
محمد از لندن مي خواستم بگويم كه لندن جاي زيبا و بي درو پيكري هست و ايرانيان دلسوزي به رايگان كلاس ها آموزش فارسي داير كرده اند و بجاي تدريس اين زبان مورد هجوم شرق و غرب و شمال و جنوب قرار گرفته از بي كاري قاپ مي اندازند ٠ چرا تفريح اين معلمان نيكوكر مگس پراني شده؟ چون عزيزاني مثل تو توي خيابان هاي شلوغ لندن مي چرخند و به همه مي گويند كه پي اچ تي در ادبيات فارسي دارند و حتي آنقدر مادب مي دانند كه دايم مي گويند ببخشيد پشتم به شما ميباشد در ضمن در لندن از شير مرغ تا جان آدميزاد پيدا مي شود حتي كلاس هاي راه رفتن به صورت كبك هم براي شما وجود داره كه خداي ناكرده تاتي تاتي كردن خويش را فراموش نكني و ايندفعه خرامان خرامان ابراز فضيلت بفر مايد ٠ در ضمن تو كه واردي بايد بداني در لندن كلاه بردار فراوان يافت مي شود اگر روزي براي ابتياع قناري زدي بيرون هواست خيلي جمع باشه و يكدفعه هول نكني و نداني كه در حال خريدي يا فروش چون در آن صورت شك دارم كه گنجيشك هم گيرت آيد و ٠٠٠٠
نوشته شده در تاريخ شانزدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با هفتم نوامبر ۲۰۰۹ ، 21:43:29 توسط akbar
شيخ خوب و بد در همه دنيا وجود دارد و متاسفانه بدترين و بهترين آنها در ايران وجود دارند و يا خوشبختانه ٠٠ با سپاس ٠
نوشته شده در تاريخ شانزدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با هفتم نوامبر ۲۰۰۹ ، 19:14:42 توسط mohammad az london
حاجی میرزا حسین علامه نوری (پدر زن مرحوم شیخ فضل الله نوری ) نام برد که آنقدر بی بضاعت بوده که برای خرید چند جلد کتابِ مورد نیاز خود، به ناچار عبا و عمامه خود را صحن کربلا به فروش می رساند تا بتواند کتابهای مورد نیاز خود را ابتیاع نماید ---- دوستان عزيز ابتياع در زبان عربي از سه حرف ب ي ع ثلاثي مجرد بر وزن افتعال است كه معني فروش ميدهد و ما چون ميخوايم فارسيمون زيباتر بشه و راه رفتن كبك را ياد بگيريم بدون اينكه بدونيم كلمه را درست بر عكس معني ان بكار ميبريم چون در اين قسمت از متن منظور نويسنده خريد كتاب مورد نياز شيخ بوده يعني شرا و نه فروش ان ابتياع???
نوشته شده در تاريخ پانزدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با ششم نوامبر ۲۰۰۹ ، 13:15:21 توسط xxx
(دنباله) با برداشتن يك دوربين فيلم برداري نيز دركنار مردم حضور مييابند و مشغول فيلم برداري ميشوند كه ناگهان آخوندي باعربده الله و اكبر كذايي وجود آندو كافر نجس را معترض و مردم را برآندو ميشوراند و امت ! هم گويي شمر و يزيد را درمحاصره دارند با چنگ و چاقو سفير بخت برگشته را تكه تكه و باخود ميبرند كه فقط روده آنها با محتويات داخلش بركف خيابان باقي ميماند.وبار سوم هم ديگر همه شاهد بوديم كه كه چگونه دانشجويان !! پيرو خط بزرگ آخوند خميني دجال با حمله بسفارت آمريكا با برپايي يوم الله !!! پاي سند توحش ملتي كه بنيانگذار تمدن جهان است را امضا ننگيني ديگر انداختند.از گيومات درخواست دارم باقلم شيوايش براين مرثيه هم اشاره اي داشته باشد.مظلوم ملتي كه همه چيزش بتاراج مشتي آخوند رفته.
نوشته شده در تاريخ پانزدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با ششم نوامبر ۲۰۰۹ ، 12:57:31 توسط xxx
آيا ميدانيد كه آخوندها باعث وباني آن شده اند كه چندين دهه كاركنان سفارتخانه هاي كشورهاي متمدن درايران علاوه بر حقوق مبلغي هم بعنوان " حق توحش " براي خدمت در كشور ما دريافت دارند ??. بار اول اين آخوندها درعهد فتحعليشاه بلوايي را درمقابل درسفارت روسيه سامان دادند كه بمحض حضور شاهزاده گريبايدف شاعر و سفير روس آنزمان درايران ازدر سفارت بيرون آمدكه ببيند چه ميگويند طلبه ها و آخوندها ناگهان الله و اكبر !! گويان مردم را برسرش ريختند وتكه وپاره اش كردند !! بار دوم دراوايل سلطنت رضاشاه بودكه آخوندها وطلبه باشايع كردن شفا گرفتن كور وكچلي از سقاخانه خيابان آشيخ هادي تهران مردم رادور خود جمع كردند دراين ميان سفير آمريكا وريس دفترش (ادامه دارد)
نوشته شده در تاريخ پانزدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با ششم نوامبر ۲۰۰۹ ، 12:11:54 توسط کریم
ملا ها براستی که برو وبیایی به لحاظ تقدس داشتند این انقلاب بیشتر آنان به جرگه لشکریان شیطان پیوند زد گو اینکه بهترین شغل در جهان همین کار است زیرا ازجوانی دستانت مانند مخمل میماند تا پیری که برآن بوسه میزنند احترام داری هرکه باشی مهم هم نیست چون به خلوت بروی ویسکی میخوری یا مانند ملای همدانی وکرجی چه وچه بکنی پول از همه سو میاید هرشب تغار ماستت آماده است دیزی بار است البسه که مهمترینش نعلین است فت وفراوان مقایسه کنید با دخترکان نحیف کوره پز خانه ها ماشین شوی ها گلفروشها در سرما وگرما اگر بخت بیدار باشد مانند خاندان لاریجانی ایران را ملا خور میکنی وعجیب اینکه نفت را هم این جماعت ملا خور کردند مهم هم نیست که این اصطلاح تازه باشد یا مال عهد دقیانوس همه چیز که بوی پول بدهد اول ملاها نوبر میکنند تنها باتوم وتوسری و مشت ولگد فحش های رکیک و زندان وشکنجه تهدید تجاوز وکهریزک واوین را باید غیر ملاها نوبر کنند این جماعت توی 90 و110 سالگی تازه اوج احترامشان است با دستان مخملی که گاهی برای نان رنجی نبرده اند تنها معدودی هستند که سزاوار احترامند اغلب حیله وریا فاسفه زندگیشان
نوشته شده در تاريخ پانزدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با ششم نوامبر ۲۰۰۹ ، 04:04:39 توسط جواد
گمان نميكنم استدلال شما در بخش اول چندان درست باشد اصطلاح ملاخوراصطلاح جديدي است و ساپقه چنداني درمتون ما ندارددركتب مربوط به فرهنگ عامه هم نيامده است بيشتر درتهران به كاربرده ميشودلذااحتمال قوي ان است كه په همان معني پاياني كه ذكركرده ايد آمده باشد بيشتر منظوربالاكشيدن مال ديگري با استفاده ازتوجيهات آخوندي است درست است كه آخوندها بيشترشان درقديم وضع مالي بدي داشته اندامااين به عنوان صفت براي آنها قلمداد ميشده عامه مردم اين طبقه را فقيري محتاج كمك نمي دانسته اندچنانكه امروز هم به درستي مردم آخوند پولداررا نكوهش مي كند وتمول را مومنين هم صفت مئبتي پراي آخوند نميدانند
نوشته شده در تاريخ چهاردهم آبان ۱۳۸۸ برابر با پنجم نوامبر ۲۰۰۹ ، 19:47:49 توسط رها
جناب گئومات از اطلاعات خیلی خوبی که دادید بسیار سپاسگزارم. من همه متن را با دقت خواندم و برایم بسیار جالب بود. درضمن از اون عکس آقای فضل الله نوری بر دار مکافات خیلی خوشم آمد و امیدوارم این دار مکافات یقیه خیلی ها را بگیرد.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم آبان ۱۳۸۸ برابر با پنجم نوامبر ۲۰۰۹ ، 17:47:53 توسط مزاحم
گويا جناب گئومات بخاطر پرخاش نادوستان و مرتجعين حزب الهي و شاه الهي دچار احتياط گرديده و اينبار نوشته اش بسيار ملايم است٠حقيقت در همان چند سطر انتهايي است كه معمولا در قديم بخاطر نبودن بانك و ... بسياري از مردم پولهايشان را نزد ملا و مجتهد و امام جمعه شهر امانت ميگذاشتند كه نمونه بسيار گيراي آن داستان تنگسير نوشته صادق چوبك است كه بخوبي ملاخور شدن اموال زار محمد چاه كن و كارگر بندر را تشريح ميكند٠رهبر حزب توده *نورالله نبود و *نورالدين كيانوري بود و ارتباط او با شيخ فضل الله ربطي بداستان نميتواند داشته باشد همانگونه كه همسر او مريم فيروز از خانواده فرمانفرما و قاجار بود يا مريم رجوي (قجر عضدانلو ) از خانواده قاجار است ولي بين تفكر آنها با اجدادشان تفاوت بسيار است٠ با درود فراوان مزاحم
نوشته شده در تاريخ چهاردهم آبان ۱۳۸۸ برابر با پنجم نوامبر ۲۰۰۹ ، 15:51:42 توسط سعید
من مطالعاتی در زمینه ندارم. اما می‌دانم در مکالمات عادی ملا خور شدن چیزی یعنی‌ بالا کشیدن آ‌ن‌ توسط کسی. همیشه بر داشت من این بود که چون ملاها مفت خور هستن و همه چیز را بالا میکشند این اصطلاح رایج شده. سین نون
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: